دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
25چه را كه او میگوید انجام بده او خود به دنبال تو خواهد آمد نه تو به دنبال او بروی! این مطالبی كه عرض میكنم مطالب خودم نیست، امام زمان علیه السلام جدای از سنت پروردگار كه كاری انجام نمیدهد مسیرامام زمان علیه السلام مسیر دستگیری است مسیر هدایت و ارشاد است و این قدر فضل الهی بزرگ است و رحمت الهی واسع است كه اگر ما بخواهیم راجع به این قضیه صحبت كنیم ممكن است برای بعضی شبهه ایجاد شود، این قدر رحمت خدا واسع است و این قدر وسیع است.
به قول بایزید، از خدا تقاضایی داشت و هر چه ناله و فریاد میكرد خلاصه هنوز لابد وقتش نرسیده بود كه توجهی بشود، توجه كه به او میشد كیفیت توجه تفاوت میكند، رو كرد به خدا گفت خدایا آن چه را كه میخواهم اگر ندهی از آن لطف و كرمت نسبت به بندگان، مطالبی به این خلق میگویم كه دیگر كسی تو را عبادت نكند! خدا گفت خیلی خب من میدهم تو نگو من میدهم خلاصه آنی را كه میخواهی به تو میدهیم. این قدر خداوند لطفش عام است و این قدر مسئله باز است.
یك روایتی است بسیار روایت روایت عالی است این را برای ختم مجلس كه خب دیگر طبعا موقع نماز است و بعضی از دوستان از راههای دور آمدند باید برسند دیگر این را عرض میكنم تا انشاءاللَه برای جلسه بعد خب مطالب دیگری خدمت رفقا و دوستان و كیفیت تطبیقانسان با این مسئله، این را خدمت شما عرض میكنم.
روایت از امام باقر علیه السلام است سلام بن ظاهرا مستنیق این روایت را از امام علیه السلام نقل میكند كه نشستم در كنار امام باقر علیه السلام، مجلسی بود حضرت صحبت میكردند در این موقع حمران بن اعین از اصحاب بسیار بزرگوار امام باقر و امام صادق علیهما السلام وارد میشود، رو میكند به امام علیه السلام و میگوید یابن رسول اللَه این چه قضیهای است و چه مسئلهای است كه هر وقت ما خدمت شما هستیم و مطالب را [در] خدمت شما میشنویم ودر محضر شما قرار داریم، این چه مطلبی است كه انگار در این دنیا نیستیم؟ انگار از روی زمین بالا آمدیم؟ تعلقات خودمان از دنیا بریده میشود؟ در این هنگام اگر ملك الموت بیاید پاسخ او را با خشرویی و خوشوقتی خواهیم آمد و آماده برای رفتن هستیم دل ما در آن موقع رقت خاصی پیدا میكند و نسبت به اموری كه سختگیری میكند در غیر از این موقع، آن جا بسیار گذرا عبور میكنیم و خلاصه گویا خود را در بهشت و در نعمات و ریاضالهی میدانیم اما همین كه از پیش شما میرویم بیرون و میرویم پیش زن و بچه و اینها، چشممان به انها میافتد صحبتی كه با آنها میكنیم مشغولیتی كه با آنها پیدا میكنیم كم كم آن حالت در ما از بین میرود؟ از بین میرود و تبدل به حال دیگر پیدا میكنیم دیگر آن حال اول را نداریم به شخصیت دیگری متبدل

