دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
21فلان جا شركت كنیم ما میخواهیم به فلان مطلب و منویات دلمان برسیم ما میخواهیم به این جا برسیم. یك روز یك شخصی آمد خدمت امام صادق كه ایشان استخاره كند، میخواهم به یك مسافرتی بروم سفری بروم سفر تجارتی انجام بدهم اشتغالی انجام بدهم حضرت فرمودند استخاره خوب نیست. رفت و برگشت و اتفاقا سود سه برابری كرد و بسیار شاد و خندان آمد خدمت امام صادق، گفت یابن رسول اللَه این چه استخاره ای بود؟ ما رفتیم و این همه كار انجام دادیم و خوب و خوش و خرم با استفاده بسیار و سود سرشار به وطن مراجعت كردیم این استخاره كجایش اشكال دارد؟ حضرت فرمودند: یادت میآید فلان صبح كه از خواب برخواستی چون قافله داشت حركت میكرد نتوانستی به نماز صبحت برسی و نماز صبحت قضا شد؟ این استخاره بدیش برای این بود. گفت عجب! یك نماز صبح قضا شد میارزید كه بروی سود كنی بیایی؟ اگر تو رند و زرنگ باشی میفهمیثوابی كه از تو فوت شد، آن قدر این عظیم و بلند مرتبه است كه اگر تمام این سودت را به فقرا ببخشی به گرد آن ثوابی كه از تو فوت شد نخواهی رسید. این را میگویند مسیر توحید.
در مسیر توحید سالك باید خدا را همیشه در زندگی خود پیاده كند و به تكلیف بر آن اساس، عمل كند. تكلیف آن چه كه هست باید نسبت به او عمل كند. خدا آن چه را كه میخواهد. حالا آن چه را كه میخواهد بر چه اساس است؟ ما نمیدانیم. ما اطلاع نداریم. ما نمیدانیم كه خواست و مشیت او برای چیست و چگونه است. ما در قبال این قضیه چه تكلیفی داریم؟ این مهم است این مهم است. چون یك مسئلهای اتفاق میافتد انسان نباید دست و پایخودش را گمكند باید ببیند چه تكلیفی دراین جا دارد تا به تكلیف عمل كند. بعضی ها خیال میكنند كه آمدن و حركت در راه خدای متعال، باید توأم با گشایش باشد توأم با برآورده شدنحاجات باشد توأم با رفع گرفتاریها باشد توأم با جریان امور بر طبق مراد و خواست باشد اگر این تفكر است بدانند كه این مسئله در جای دیگر است و این متاع در بازار دیگر است نه در بازار توحید. در این جا خواست الهی پیش میآید هر كه میتواند بسم اللَه هر كه نمیتواندجای دیگر.

