دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
19دهم، به هر راهی كه بخواهم بروم میروم و درست هم هست البته این طور نیست كه هر چه را بخواهد، آنچه را كه او انجام میدهد در قبال آن چه را كه او انجام میدهد یك ملیارد هم نیست. این بر اساس ظرفیتش خیال میكند همهچیز انجام میدهد، بر اساس ظرفیتش، خارج از ظرفیتش را كه نمیبیند، خیال میكند نیست. التفات كردید؟ چون خارجاز ظرفیتش نمیبیند پس میگوید دنیا همین است در حالی كه نه! این فقط در عالم ملك و مثال است و یك روز برای دوستان كمّیت مثال را به نسبت به عوالم دیگر توضیح دادم كه یك قطره به دریا است.
در این جا مرحوم آقای حداد را ببینید، میدید رو میكند به او و میگوید آیا میخواهی از تو بگیرم؟ یك مرتبه شروع میكند به لرزیدن! آقاجان تو كه اسم اعظم داشتی مگر نگفتی هر كاری كه بخواهم میكنم؟ شروع میكند به لرزیدن و میگوید نه نه! نمیتوانم این را بدهم یك عمر را زحمت كشیدم و صرف كردم و به هزار مرارت ببینید گیر این جا است به هزار مرارت و بدبختی و بیچارگی افتادم تا به این جا رسیدم چطور از دست بدهم؟ اگر ایشان لطف خدا شامل حالش میشد فورا متوجه میشد آن كسی كه قدرت دارد اسم اعظم را از تو بگیرد بهترش را به تو میدهد، او كه با تو دشمن نیست پس معلوم میشود بالاتر از اسم اعظم هم داریم، بهتر و بالاترش را داریم. آنی كه انسان به آن نقطه برسد آن چیست؟ آن توحید است آن نقطه نقطه توحید است كه در آن نقطه خدا را آن چنان كه هست میبیند نه آنچنان كه میپندارد و آن چنان كه میخواهد. خدایی كه برای ما رزق بیاورد خدایی است كه ما میخواهیم نه خدایی كه هست، خدایی كه برای ما آسایش بیاورد خدایی است كه ما میخواهیم خدایی كه برای ما موانع را برطرف كند خدایی كه زور را از بین ببرد خدایی كه مرض را بردارد خداییكه گرفتاری را رفع كند خدایی كه به شعارهای نفسانی ما پاسخ مثبت بدهد اینها چیزهایی است كه ما میخواهیم.

