دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
11قضا شده بود! شصت سال سن، فرد كذا وكذا و خلاصه. خب این یعنی چه؟
این مسئله و این دو طیف از اول صدر اسلام تا به حال و بعد از این، ادامه داشته و ادامه دارد. این دو طیف بوده است و خواهد بود. طیفی كه فقط و فقط رضای الهی را در مسائل به نظر میآورد و در قبال رضای الهی هیچ كاری را انجام نمیدهد و هر چه تقاضا برای رسیدگی و رفع گرفتاریها بشود به آن تقاضاها ترتیب اثر نمیدهد.
یك نفر آمده بود خدمت مرحوم آقا رضوان اللَه میخواست راجع به وجوهاتش با آقا صحبت كند ایشان متوجه شدند كه در اموال او اموال ربوی وجود دارد فرمودند بنده حساب نمیكنم هر جا میخواهی بروی برو، هر چه اصرار كردند ایشان گفتند امكان ندارد. عبارتی كه به ایشان گفتند این بود كه آقای فلانی! بنده با شما تا دمِ درِ جهنم رفاقت میكنم ولی از دمِ درِ جهنم به بعد، دیگر جهنم به صلاح بنده نیست و با مزاج بنده جور درنمیآید حالا با مزاج شما جوردرمیآید و یا شما انس دارید خود دانید و مختار هستید، ماتا این جا میآییم دیگر از جا به بعد نمیتوانیم بیاییم و آن شخص رفت پیش یك [فرد] دیگری ازافرادمعروف كه به رحمت خدا رفته و از بستگان ما هم اتفاقا بود، به رحمت خدا رفته، آن شخص گفت اشكالی ندارد، شما بیا این جا، پس ما این درسهایی را كه خواندیم برای چه روزی خواندیم؟ برای امروز كه بتوانیم مشكلی را حل كنیم! التفات میكنید؟ چقدر شیطان دقیق و ظریف میآید جلو و صورت مسئله را موجه جلوه می [دهد] ما این درسها را برای امروز خواندیم كه بتوانیم مشكلات شما را حل كنیم، مطلبی را باقی نگذاریم، نخیر! هیچ اشكالی ندارد و شما میتوانید انجام بدهید و ما یك كارهایی بلد هستیم یك كارهایی بلدهستیم انجام میدهیم كه مشكلات بتواند برطرف شود. خب هر دو نفر رفتند هم او رفت و زودتر از مرحوم آقا هم رفت و هم مرحوم آقا رفتند خب الان چه؟ حالا چی؟ حالا بایدنگاه كرد.

