دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مصائب و مشکلات زندگی
17كشیده میشود حركت میكند و این برای او توقف پیدا میكند متوقف میشود.
یكی از این افراد كه درباره او كتابهایی هم نوشته شده است و به رحمت خدا رفته است چندی پیش بعضی از دوستان كتابی كه راجع به ایشان بود برای من آوردند من مطالعه میكردم و راجع به این قضیه دیدم از اول تا آخر كتاب، تمام حكایات و داستانها و مسائل غیر عادی و اعمال اراده و اعمال نفوس و تصرفات و خلق امور غیرعادی از انواع شفا دادن مرضا و یا رفع گرفتاریها و یا انجام اموری كه مورد توجه و مورد تمایل نفس است از امور دنیوی، تمام كتاب مشغول به این قضایا است همه كتاب.
بنده زاده داریم تقریبا حدود ده دوازده سال سنش است دو یا سه شب پیش از من سوال میكرد این كتاب را خوانده بود میگفت آقاجان این كتابی كه الان این مطالبی كه این جا نوشته این مطالب درست است یا درست نیست؟ گفتم اینها درست است دروغ ننوشته، گفت آقابزرگ از این حرفها داشتند یا نداشتند؟ گفتم نه نداشتند ایشان، خیلی كم. گفت پس [باید] مقام ایشان بالاتر از مقام آقابزرگ باشد! گفتم نه! مقام آقابزرگ بالاتر است، خودت جواب را پیدا كن من به تو جواب نمیدهم، این كه یكخرده فكر كرد گفت جوابش این است كه ایشان لابد میتوانسته انجام نداده، گفتم بارك اللَه! یك جایزه داری. میتوانسته انجام بدهد و انجام نداده.
این نه! دیده دارد هی انجام میدهد. شخص میآید پیش او و تقاضا میكند گرفتارم فرض كنید كه بچهام را در زندان بردند یا این كه فلان مشكل برای من پیش آمده، این میبیند قدرت دارد، بعد آن شخص تقاضا میكند اصرار میكند، این در ارتباط با آن شخص در یك ضعف نفسانی قرار میگیرد و خود را تسلیم خواست طرف میكند و میبازد، گرچه به ظاهر میگوید ما این را برای رفع گرفتاری دیگران به كار میبریم گرچه بعدمشكلاتی را متحمل میشود و گرچه سختیهایی را هم متحمل میشود و راست هم هست ولی صحبت در این است كه نفس او آرامشش به این است كه توانسته این كار را در خارج برای این فرد انجام بدهد. خب جان من! اگر خواست خدا بر انجام ندادن این كار باشد چرا برخلاف عمل كردی؟

