اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

1 از جمله مهمترین مسایل سیر و سلوک الهی در مواجهه با حوادث و مسایل اجتماعی جمع میان هدف و غایت انسان با اینگونه مسائل می باشد. 2 اشعار حافظ از ادراک او سرچشمه می گیرد و شبیه به الهام وحی می باشد. 3 عدم تفاوت میان سالک و غیر سالک در مورد ابتلاء به امراض و مشکلات و... 4 اصل و اساس در حکومت اسلام بر خلوص نیّت استوار می باشد. 5 درخواست معاویه از سمرة بن جندب نسبت به جعل روایت بر ضد امیر المؤمنین علیه السلام. 6 انسان در حرکت توحیدی خود فقط باید خدا را در نظر داشته باشد وبس. 7 علامه طهرانی در ارتباط خود با دیگران فقط خلوص نیت را در نظر داشتند. 8 فراز و نشیب های زندگی نباید در هدف و مسیر انسان خلل و اشکالی ایجاد کند. 9 مرحوم آیت اللَه حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمودند: کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت. 10 بیا ن کیفیت تقسیم التذاذات نفسانی به شیطانی و نفسانی در حجب نورانی.

خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام

توضیحات:

1 از جمله مهمترین مسایل سیر و سلوک الهی در مواجهه با حوادث و مسایل اجتماعی جمع میان هدف و غایت انسان با اینگونه مسائل می باشد. 2 اشعار حافظ از ادراک او سرچشمه می گیرد و شبیه به الهام وحی می باشد. 3 عدم تفاوت میان سالک و غیر سالک در مورد ابتلاء به امراض و مشکلات و... 4 اصل و اساس در حکومت اسلام بر خلوص نیّت استوار می باشد. 5 درخواست معاویه از سمرة بن جندب نسبت به جعل روایت بر ضد امیر المؤمنین علیه السلام. 6 انسان در حرکت توحیدی خود فقط باید خدا را در نظر داشته باشد وبس. 7 علامه طهرانی در ارتباط خود با دیگران فقط خلوص نیت را در نظر داشتند. 8 فراز و نشیب های زندگی نباید در هدف و مسیر انسان خلل و اشکالی ایجاد کند. 9 مرحوم آیت اللَه حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمودند: کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت. 10 بیا ن کیفیت تقسیم التذاذات نفسانی به شیطانی و نفسانی در حجب نورانی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام

16
  • التذاذات بر دو جور است یا التذاذات شیطانی است مانند رسیدن به ریاست و منصب و مال و جاه و تغلب بر افراد و حكومت بر افراد و در سر همدیگر زدن و برای رسیدن به یك موقعیت از هزار افتراء و عمل حرام فروگذار نكردن و امثال ذلك، اینها همه التذاذات نفسانی و شیطانی و ظلمانی است. یك التذاذات دیگر هم داریم آنها التذاذات نفسانی است در حجب نورانی، اینها مال حجب ظلمانی است. آن التذاذات هم التذاذات نفس است منتهی آن التذاذات در قالب خوابها در قالب مكاشفات در قالب بروزات و ظهورات و در قالب ادراكات، نه ادراكات باطل ادراكات حقیقی، حتی ادراكات عالم وجود، ادراكات معانی، دخل و تصرفات، اعمال امور غیر عادی و خارق العاده، تصرف در امور دیگران، اینها هم التذاذاتاست. منتهی این التذاذات نورانی است و این التذاذات هم مانع از رسیدن به حق است نه‌ تنها آن التذاذات ظلمانی كه در جای خود، كه شرط اولیه حركت سالك به سوی كمال گذشت از التذاذات شیطانی است و كنار گذاردن آنها كه در كتب ذكر شده است، بلكه بعد از گذشت از این مرتبه، عبور از التذاذات نورانی، حجاب بسیار عمیق و بسیار مستحكمی‌است كه كمند افرادی كه بتوانند از این حجب نورانی بگذرند.

  • امیرالمؤمنین علیه السلام در [مناجات‌] شعبانیه می‌فرماید حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقی بعز قدسك، تخرق، پاره كند حتی تخرق ابصار القلوب، چشمهای قلب این حجابهای نور را كنار بزند، حجابهای نور یعنی همین‌ها.

  • نفس انسان نسبت به مسائلی كه برای او پیدا می‌شوددلخوش می‌شود نفس انسان نسبت به مدركاتی كه خداوند نصیب او می‌كند اظهار رضایت می‌كند امروز بحمداللَه مكاشفاتمان مكاشفات خوبی بود، امروز فلان مسئله را دیدیدم دیشب فلان قضیه را به ما گفتند دیشب فلان قضیه الهام شد. تمام اینها مانع راه سالك است سالك كه نباید برای مكاشفه كار كند سالك كه نباید برای ادراكات كار كند راه سالك كه راه مكاشفه كند می‌خواهد به انسان ا لهام بشود یا نشود می‌خواهد مكاشفه‌ای بیاید یا نیاید، می‌خواهد ادراك یك معنا بیاید می‌خواهد نیاید. و این می‌آید ما نع می‌شود و می‌آید فخر می‌فروشد و اظهار بزرگی و علوّ می‌كند نسبت به افراد دیگر. امروز این را به ما گفتند به شما چیزی نگفتند؟ مطلبی به شما نرسیده است؟ یا مدتی انسان خوابی نمی‌بیند دلواپس می‌شود كه حالش بد شده است و امثال ذلك. تما م اینها حجب نورانی است كه مانع راه انسان است و امروزه در شرح حال این چنین افراد، ما كتب در كوچه و بازار زیاد می‌بینیم. راجع به فلان شخص كه از دنیا رفته است كتاب نوشته شده است كه بنده هم مطالعه كردم، به این مقدار، از اول تا آخر، ایشان این كار را كرد آن كار را كرد آن كار را كرد این مرده را زنده كرد این مریض را شفا داد از فلان قضیه خبر داد از فلان چیز خبر داد، این را اسمش را گذاشتند عارف! عارف بزرگ و كذا و كذا و فلان كس این طور و این طور.

/ 0