اهمیت توجه به کیفیت بهره مندی از عمر
23الان تا این جا است از این به بعد دیگر مرز من نیست، از این طرف هم مرز من تا این جا است البته خب این مرز وجودی و جسمیاست و دیگر اضافه بر آن مقدار نیست هر شخصی یك مرزی دارد كه آن مرز حدود وجودی او است و این را احساس میكند.
شخصی كه به فنای ذاتی میرسد دیگر مرزی بین خود و بین افراد دیگر احساس نمیكند و دیگر خود را نمیبیند تا اینكه اصلا مرزی را احساس كند كه از اینتعبیر به فنای در ذات میشود و این فنای در ذات در دو مرتبه انجام میشود مرتبه اول مرتبه حال است كه ممكن است در بعضی از مقاطع برای انسان پیدا شود مرتبه دوم مرتبه ملكه است كه دیگر این استمرار پیدا میكند بعد از این مرتبه، مرتبه بقاء است كه انسان برمیگردد در این دنیا و ادراك میكند و متوجه میشود و خود را باز مییابد كه البته این با مرتبه قبل از فنا تفاوت دارد و در این مرتبه از او تعبیر به استاد كامل میشود این مسئله مربوط به این.
اما مسئله عصمت چیز دیگری است اگر منظور از عصمت این باشد كه انسان دیگر به مرتبهای برسد [كه] خطا و اشتباه از او به طور كلی منتفی باشد این شخص باید قطعا به مرتبه فنای ذاتی برسد و این فرد دیگر بین امامو بین غیر امام فرقی نیست یعنی اولیای الهی هم به مقام عصمت میرسند البته مقصود از عصمت در این جا نه تصور كنید كه مسائل پیش پا افتاده است كه خب چه بسا ممكن است ا تفاق بیفتند اینها به خاطر آن مسائل خاص به خودشان كه دارند كه در این جا جای صحبت نیست حتی ممكن است تعمدا ذهن خود را به این نبرند، فرض كنید كه لیوان آبی در این جا هست به یك شخصی میگویند این لیوان دوغ را بیاور بده به من، حالا فرض كنید كه لیوان لیوان آب است. نه! این منظور نیست. عصمتی را كه بین اولیای الهی و بین ائمه در آن مسئله فرق نیست عصمت راجع به:

