اهمیت توجه به کیفیت بهره مندی از عمر
15نمازها اضطراب در نماز، آن حضور قلبی كه بوده و دیگر نیست آن آرامش و سكون خاطری كه قبلا بوده .... و این مسئله ادامه دارد امروز نوبت اینجا و فردا نوبت آن جا و پس فردا آن، امروز این جا بیرون داخل خارج. آن كسی كه دارد ضر ر میكند من هستم كه همراه با این جریان خودم هم حركت میكنم همراه با این جریان میآیم این جا است كه خواجه میآید و به داد انسان میرسد
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چكار كار ملك است آن كه تد بیر و تأمل بایدش از من كه كاری برنمیآید از من كه كاری ساخته نیست چرا من بیایم خودم را فكرم را در این مسائل قرار بدهم؟ هر شخصی از ناگواریها ناراحت میشود هر شخصی از مسائلی كه بگذر د بر اسلام و بر مسلمین متأثر میشود ما هم میخواهیم اسلام موفق باشد ما هم میخواهیم كفر از بین برود ما هم میخواهیم شرك از بین برود اما این كه بیاییم و وقت خود را و فكر خود را و تمام شراشر وجودی و استعداد وجودی خود را بگذاریم در مطالبی كه نمیتوانیم در آن مطالب دخالت كنیم، آن وقت این نتیجه آن، فقط حرمان است و نتیجه فقط عدم دستیافتن به مطلوب است و گذشتن وقت و از دست دادن فرصت. فرصت از دست رفته است
یك روز مرحوم اقا میفرمودند كه مرحوم آقا شیخ عباس قوچانی كه از شاگردان مرحوم قاضی بود میگفت یك روزی من از منزل خودم حركت كردم میخواستم بیایم پیش مرحوم قاضی، گذرم از بیرون نجف افتاد، از كنار وادی السلام و اینها گذرم افتاد و در این موقع به فكر افتادم اگر بخواهند آن وهابیها بیایند و به نجف حمله كنند به ممالك حمله كنند خب ما چكار كنیم؟ شروع كردم در ذهن خودم نقشه كشیدن و طراحی كردن و نمیدانم برج و بارو ساختن و این جا را برج میكنیم و این جا را میسازیم آن جا را خندق میزنیم آن جا را فلا ن میكنیم راه را میبندیم آن جا را باز میكنیم همین طور مشغول بودیم داشتیم میساختیم و میبریدیم و میدوزیدیم تا رسیدیم در منزل مرحوم قاضی، در زدیم مرحوم قاضی در را باز كردند خب نقشهات تمام شد؟ نقشه جنگی تو تمام شد؟ قضیه تمام شد؟ آقاجان بیا تو، این حرفها چیست؟ ا صلا تو میدانی كی چه میكند؟ از تو كاری ساخته است؟ ذهن خودت را تمام گرفتی، این را ببندی و آن را باز كنی و بگیر و ببند و نمیدانم چه كن، برج بساز و بارو بساز و فلان كن. التفات كردید

