
اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 توضیحی راجع به فرمایش امام سجاد علیه السلام درارتباط با بدترین اعمال در نزد خداوند متعال. 2 یکی از مهمترین امور در مسیر سیر وسلوک الی اللَه رعایت مسأله صمت وسکوت وکیفیت تأثیر آن بر رشد وتکامل افراد می باشد. 3 نفسی که حالت تشویش واضطراب وعدم سکون دارد قدرت بر حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی وجلب فیوضات ربّانی را ندارد. 4 صبر درمسیر سیر وسلوک الی اللَه ومصائب وابتلاءات زندگی، کیمیای حرکت و راه انسان بسمت پروردگار متعال می باشد. 5 توضیحی در ارتباط با دستور مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی به مرحوم سید علی ایروانی :علیک بقلّة الکلام وقلة الطعام وقلة المنام. 6 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط با مهمترین عملی که مسیر سالک الی اللَه را بسمت پروردگار متعال هموارتر وسریع تر می کند. 7 کلام مرحوم علامه طهرانی درارتباط با یکی از مراجع نجف اشرف. 8 آنچه میزان فضیلت وبرتری افراد بر یکدیگر می شود میزان تقرّب ایشان به پروردگار متعال می باشد نه کثرت عبادات وقیام ظاهری ایشان به امور خیر. 9 توضیحی در ارتباط با سخن حکیمانه عبدالمطلب به ابرهه در هنگامی که قصد تخریب خانه کعبه را داشت. 10 در بسیاری از موارد افراد برای دستیابی به خواسته ها و تمنّیات نفسانی خود،از دریچۀ قیام به تکالیف و وظائف الهی وارد می شوند. 11 تفسیر آیۀ شریفه : إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ... 12 چگونه انسان می تواند در هنگام عصبانیّت و غضب برخشم خود غلبه کرده ،آنرا کنترل کند.
اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
توضیحات:
موضوع: مبانی راه سیر وسلوک 1 توضیحی راجع به فرمایش امام سجاد علیه السلام درارتباط با بدترین اعمال در نزد خداوند متعال. 2 یکی از مهمترین امور در مسیر سیر وسلوک الی اللَه رعایت مسأله صمت وسکوت وکیفیت تأثیر آن بر رشد وتکامل افراد می باشد. 3 نفسی که حالت تشویش واضطراب وعدم سکون دارد قدرت بر حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی وجلب فیوضات ربّانی را ندارد. 4 صبر درمسیر سیر وسلوک الی اللَه ومصائب وابتلاءات زندگی، کیمیای حرکت و راه انسان بسمت پروردگار متعال می باشد. 5 توضیحی در ارتباط با دستور مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی به مرحوم سید علی ایروانی :علیک بقلّة الکلام وقلة الطعام وقلة المنام. 6 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط با مهمترین عملی که مسیر سالک الی اللَه را بسمت پروردگار متعال هموارتر وسریع تر می کند. 7 کلام مرحوم علامه طهرانی درارتباط با یکی از مراجع نجف اشرف. 8 آنچه میزان فضیلت وبرتری افراد بر یکدیگر می شود میزان تقرّب ایشان به پروردگار متعال می باشد نه کثرت عبادات وقیام ظاهری ایشان به امور خیر. 9 توضیحی در ارتباط با سخن حکیمانه عبدالمطلب به ابرهه در هنگامی که قصد تخریب خانه کعبه را داشت. 10 در بسیاری از موارد افراد برای دستیابی به خواسته ها و تمنّیات نفسانی خود،از دریچۀ قیام به تکالیف و وظائف الهی وارد می شوند. 11 تفسیر آیۀ شریفه : إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ... 12 چگونه انسان می تواند در هنگام عصبانیّت و غضب برخشم خود غلبه کرده ،آنرا کنترل کند.
اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
30سؤال: بسیار مهمیكه در این جا شده سؤال: ی است در مورد وسواس و فرق بین احتیاط و وسواس. این كه در بعضی از كارها چگونه فرق بین وسواس و احتیاط را تشخیص بدهیم و این كه عملی را كه انجام میدهیم آن وسواس است یا این كه او احتیاط است؟ چه كنیم؟
جواب: راجع به این قضیه خیلی باید دقت بشود تا این كه انسان بتواند بین این دو مطلب فرق قائل بشود. هر دوی این مسئله، چه ا حتیاط و چه وسواس هر دو از یك منشأریشه میگیرند و آن عدم انجام تكلیف است. در مورد شخصی كه احتیاط میكند اول تكلیف آمده بعد آن شخص نسبت به انجام تكلیف چون نمیداند تكلیف را انجام داده یا نه خب طبعا انجام میدهد مثل این كه میگویند اگر شخصی نمیداند قبله به كدام سمت است باید به دو طرف نماز بخواند یا به چهار طرف بنابربعضی از اقوال. حكم آمده انسان هم قبله را تشخیص نمیدهد اگر به این طرف بخواند شاید پشت به قبله است میگویند به دو طرف یا سه طرف نماز بخوان بسیار خب، این میشود احتیاط. در مورد وسواس هم همین است شخص باید وضو بگیرد این شخص وضو میگیرد نمیداند این وضویی كه گرفته همان وضویی است كه مورد نظر پروردگار است یا فلان جای آن خللی در آن هست مثلا كاملا آب به زیر ناخن نرسیده یا كاملا فرض كنید كه انگشتان دست یا انگشتان پا شسته نشده یا تمام موها و خصوصیات.
پس در مورد وسواس و احتیاط ریشه مسئله یكی است و هر دوی اینها شك در انجام تكلیف است یعنی تكلیف انجام گرفته یا نه؟ اما از كجا ما تشخیص بدهیم كه این احتیاط است یا وسواس؟ ببینید در مورد احتیاط ملاك این است كه اگر انسان این عمل را به عقلا و به عرف عرضه بدارد اینها نگویند این وسواس است یك مثال بزنم اگر یك شخصی ناراحتی دارد ناراحتی خیلی خطرناكی هم دارد خب به او پیشنهاد میكنند كه به فلان دكتر مراجعه كند خب دكتر متخصص و دكتر دستور عمل میدهد این فورا كه نمیرودعمل كند میرود به دكتر دوم، عقلا در این جا چه میگویند؟ عقلا میگویند به حرف یك دكتر توجه نكن برو دو تا دكتر ببین سه تا دكتر ببین اطمینان پیدا كن وقتی كه به اطمینان رسیدی به اینعمل دست بزن لعل این كه دكتر دیگر بگوید نیاز به این عمل ندارد، خیلی موارد اتفاق میافتد. این شخص اگر به دكتر دوم مراجعه كند نمیگویند وسواس دارد یعنی وظیفهای را انجام داده كه عقلا و عرف عاقل نسبت به این وظیفه تأكید د ارند اگر حتی سه تا دكتر هم انجام بدهد بالاخره بعد از چهار یا پنج تا دكتر عوض كردن این متوجه میشود كه نه این یك بیماری است كه فقط به واسطهعمل باید به درمان او پرداخت بعد به دنبال جراح میگردد حالا اگر فرض كنید كه بعداز پنج تا دكتر باز رفت سراغ دكتر ششم و هفتم و پنجاه تا دكتر را هم دید میگوید باید بروم فلان كشور، این را میگویند دیگر وسواس یعنی چه؟ یعنی وقتی كه این عمل را شما به افراد عاقل جامعه عرضه كنید میگویند نه دیگر، این كار دیگر زیادی استز
