اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
51ناخن نرسیده یا كاملا فرض كنید كه انگشتان دست یا انگشتان پا شسته نشده یا تمام موها و خصوصیات.
پس در مورد وسواس و احتیاط ریشه مسئله یكی است و هر دوی اینها شك در انجام تكلیف است یعنی تكلیف انجام گرفته یا نه؟ اما از كجا ما تشخیص بدهیم كه این احتیاط است یا وسواس؟ ببینید در مورد احتیاط ملاك این است كه اگر انسان این عمل را به عقلا و به عرف عرضه بدارد اینها نگویند این وسواس است یك مثال بزنم اگر یك شخصی ناراحتی دارد ناراحتی خیلی خطرناكی هم دارد خب به او پیشنهاد میكنند كه به فلان دكتر مراجعه كند خب دكتر متخصص و دكتر دستور عمل میدهد این فورا كه نمیرودعمل كند میرود به دكتر دوم، عقلا در این جا چه میگویند؟ عقلا میگویند به حرف یك دكتر توجه نكن برو دو تا دكتر ببین سه تا دكتر ببین اطمینان پیدا كن وقتی كه به اطمینان رسیدی به اینعمل دست بزن لعل این كه دكتر دیگر بگوید نیاز به این عمل ندارد، خیلی موارد اتفاق میافتد. این شخص اگر به دكتر دوم مراجعه كند نمیگویند وسواس دارد یعنی وظیفهای را انجام داده كه عقلا و عرف عاقل نسبت به این وظیفه تأكید د ارند اگر حتی سه تا دكتر هم انجام بدهد بالاخره بعد از چهار یا پنج تا دكتر عوض كردن این متوجه میشود كه نه این یك بیماری است كه فقط به واسطهعمل باید به درمان او پرداخت بعد به دنبال جراح میگردد حالا اگر فرض كنید كه بعداز پنج تا دكتر باز رفت سراغ دكتر ششم و هفتم و پنجاه تا دكتر را هم دید میگوید باید بروم فلان كشور، این را میگویند دیگر وسواس یعنی چه؟ یعنی وقتی كه این عمل را شما به افراد عاقل جامعه عرضه كنید میگویند نه دیگر، این كار دیگر زیادی است
مسئله در مورد احتیاط و وسواس در عبادات هم همین طور است وقتی كه خداوند به انسان میگوید كه باید وضو بگیری ما باید نگاه كنیم ببینیم همین ائمه كه لواداران ما هستند و قائدین ما هستند و اینها مطالب را فقط به ما یاد میدهند نه غیر اینها، اینها خودشان با این دستور الهی چگونه عمل كردند؟ وقتی نگاه میكنیم اینها هم به همین طریق عادی، دو تا مشت برمیدارند میریزند دو تا مشت به صورتشان دو تا مشت به دستشان بعد هم مسح سر را میكشند تمام شد و رفت. دیگر بیایند بعد از این كه یك مشت شستند یك مشت از این طرف بریزند یك پارچ آب هم از آن طرف بریزند یكی هم از بالا بریزند این چیزها دیگرنبوده.

