اهمیت مساله سکوت و آرامش در مسیر سیر و سلوک
43در عصمت اكتسابی حقیقت امر و حقیقت مسئله برای انسان روشن میشود و وقتی حقیقت مسئله برای انسان روشن شد طبیعتا انسان دیگر گناهی نمیكند، درست مثل این كه الان در این جا یك ظرفی كه حاوی سمّاست فرض كنید كه سمّمار است یا بعضی از سموم هلاك كننده است فرض كنید كه سمّ سیانور است بگویند در این جا هست آیا ما در این جا این را سر میكشیم؟ یا این كه نه تا ببینیم روی این میز سم است همه از این اتاق فرار میكنم كه حتی شامّه ما با این فضای آلوده دور سم تماس پیدا نكند؟ چرا؟ چون این مسئله برای ما روشن است تبعات قضیه برای ما روشن است و نتایجی كه به واسطه استعمال سم برای ما پیدا میشود كاملا مشخص است.
برای امام علیه السلام هم همین است و همین نكتهای است كه بسیاری از مفسرین و بسیاری از علما در مورد ملائكه به اشتباه ا فتادند تصور آنها بر این است كه ملائكه مانندچوب و سنگ و آهن هستند و هیچ اختیار و ارادهای از خود ندارند و هر چه را كه خداوند بگویند آنها یك طرفه انجام میدهند و قدرت تشخیص بین حق و باطل برای آنها منتفی است اگر این طور هست دیگر ملائكه بر ما مزیتی ندارند و این اشكال وارد است. ملائكه همان طور كه در قرآن میفرماید بل هم عبادٌ مكرمون لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون، اینها عباد مورد كرامت پروردگار هستند و كرامت پروردگار شامل حال ملائكه شده، اینها به امری كه خداوند میكند سبقت نمیگیرند یعنی قبل از این كه خداوند به آنها امری كند آنها دنبال مطلبی نمیروند خواستی برای خود ندارند امر از آن ناحیه بیاید آنها انجام میدهند و هم بأمره یعملون، انجام میدهند. این طور نیست كه ملائكه مانندسنگ هستند مانند چوب هستند شعور ندارند ادراك ندارند دستشان نسبت به انجام خلاف بسته است یعنی خداوند در این ها قدرت مخالفت قرار نداده، درست مانند فردی كه او را در تحت قوای نفسانی و هیبنوتیزم قرار میدهند هر چه به او بگویند بكن انجام میدهد، او از خودش اختیاری ندارد

