
تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
موضوع: تفسیر حدیث قدسی:یابن آدم ،اکثرمن الزاد فان الطریق بعید بعیدٌ 1 تفسیر حدیث قدسی:یابن آدم ،اکثرمن الزاد فان الطریق بعید بعیدٌ و.... 2 بیان چهار دستور العمل که خداوند متعال برای سعادت انسان مقرر فرموده است. 3 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با عدم قدرشناسی کافی و استفاده شایسته افراد از وجود بی مثال اولیاءالهی وعرفاءباللَه همچون مرحوم حداد رضوان اللَه علیه . 4 تلاش واهتمام برخی از افراد مضّل وگمراه برای به انحراف کشاندن برخی از شاگردان مرحوم حداد وخارج کردن ایشان از مسیر عرفان وسیر وسلوک الی اللَه. 5 خداوند متعال برای همه افراد زمینه ها وفرصت هایی برای رشد وتکامل قرار می دهد که در صورت عدم استفاده شایسته از آنها دیگر غیر قابل جبران و بازگشت می باشند. 6 میزان سعی وتلاش و اهتمام افراد نسبت به مقاصد و اهداف خویش بر اساس میزان اهمیت وجایگاه آنها می باشد. 7 نقش قرآن کریم در رشد و تکامل افراد در مسیر سیر وسلوک الی اللَه . 8 بیان مراد از زاد و توشه در حدیث شریف که انسان با بهره گیری از آن می تواند به سعادت وکمال برسد. 9 توضیحی درارتباط وتعامل زن وشوهر وحقوق زوجین بر یکدیگر. 10 کثرت عبادت وتهجدات در صورتی که در راستای تثبیت انانیت وموقعیت نفس افراد قرار گیر نه تنها موجب رشد ایشان نمی شود بلکه برکدورت وظلمت آنها می افزاید. 11 لزوم تبعیّت تامّ افراد از دستورات ولیّ کامل الهی وپرهیز از سرخود انجام دادن امور عبادی وتهجّدات. 12 عبادت وسیر وسلوک زوجین در صورتی موجب رشد وتکامل ایشان می شود که هریک بر وظایف خود نسبت به یکدیگر در راستای رضای الهی عمل نمایند.
تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
توضیحات:
موضوع: تفسیر حدیث قدسی:یابن آدم ،اکثرمن الزاد فان الطریق بعید بعیدٌ 1 تفسیر حدیث قدسی:یابن آدم ،اکثرمن الزاد فان الطریق بعید بعیدٌ و.... 2 بیان چهار دستور العمل که خداوند متعال برای سعادت انسان مقرر فرموده است. 3 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با عدم قدرشناسی کافی و استفاده شایسته افراد از وجود بی مثال اولیاءالهی وعرفاءباللَه همچون مرحوم حداد رضوان اللَه علیه . 4 تلاش واهتمام برخی از افراد مضّل وگمراه برای به انحراف کشاندن برخی از شاگردان مرحوم حداد وخارج کردن ایشان از مسیر عرفان وسیر وسلوک الی اللَه. 5 خداوند متعال برای همه افراد زمینه ها وفرصت هایی برای رشد وتکامل قرار می دهد که در صورت عدم استفاده شایسته از آنها دیگر غیر قابل جبران و بازگشت می باشند. 6 میزان سعی وتلاش و اهتمام افراد نسبت به مقاصد و اهداف خویش بر اساس میزان اهمیت وجایگاه آنها می باشد. 7 نقش قرآن کریم در رشد و تکامل افراد در مسیر سیر وسلوک الی اللَه . 8 بیان مراد از زاد و توشه در حدیث شریف که انسان با بهره گیری از آن می تواند به سعادت وکمال برسد. 9 توضیحی درارتباط وتعامل زن وشوهر وحقوق زوجین بر یکدیگر. 10 کثرت عبادت وتهجدات در صورتی که در راستای تثبیت انانیت وموقعیت نفس افراد قرار گیر نه تنها موجب رشد ایشان نمی شود بلکه برکدورت وظلمت آنها می افزاید. 11 لزوم تبعیّت تامّ افراد از دستورات ولیّ کامل الهی وپرهیز از سرخود انجام دادن امور عبادی وتهجّدات. 12 عبادت وسیر وسلوک زوجین در صورتی موجب رشد وتکامل ایشان می شود که هریک بر وظایف خود نسبت به یکدیگر در راستای رضای الهی عمل نمایند.
تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
25مطلب دیگر این كه خب چرا بعضی از آقایان با این مسئله مخالفند؟ خب این یك مسئله عادی است. انسان اعداء ما جهلوا! انسان دشمن جهل خودش است. دشمن آن چیزهایی است كه نمیداند. اگر اینها فلسفه بخوانند خب طبعا دست از عناد برمیدارند. بسیاری از این افراد بدون این كه یك صفحه از حكمت و فلسفه خوانده باشند، اینها به جنگ و مبارزه با حكمت و فلسفه برمیخیزند. اینها اگر ... مگر فلسفه چه گناهی كرده، چه گناهی كرده؟ چرا این اختلاف اگر در میان فقها وجود دارد و آنها به وسیله اجتهادات خود به مسائل اختلافی میرسند این فتوا به حرمت میدهد، آن فتوا به وجوب میدهد. یعنی بین مشرق و بین مغرب اختلاف در فتوا وجود دارد چرا آن بحث را آن جا نمیبرند؟ در حالتی كه روایت روایت واحد است! چرا آن جا این حرف را نمیزنند؟ دو فهم مختلف از یك روایت وجود دارد. چه اشكال دارد؟ اینها همین طور فلسفه نخواندند و به مسائل فلسفه جاهل هستند در نتیجه با مسائل فلسفه با بینش و با نگرش غیر منطقی برخورد میكنند. و واقعیت قضیه این است.
مرحوم آقا میفرمودند: وقتی كه ما از نجف برگشتیم خب ایشان در آن جا به حكیم و فیلسوف و به یك شخص عارف در نجف معروف بودند دیگر. و مطالبی از آنها هم نقل میكنند، انتقاداتی كه میكردند، طعنههایی كه میزدند، پشت سر ایشان چه حرفهایی كه میزدند. مطالبی نقل میكنند كه من بعضی از آنها را در بعضی از نوشته جات آوردم. انشاءاللَه بعدها ملاحظه میكنید. میفرمودند: من وقتی كه از نجف آمدم یكی از علمای نجف كه قبل از ما آمده بود در ایران و در تهران هم سكونت داشت و از اقوام ایشان هم بود آمد شروع كرد از مولانا و مثنوی پیش ما بدگویی كردن؛ این مردِ سنّی كافرِ جبری نمیدانم كذای كذا شروع كرد به گفتن! ما هیچی نگفتیم، نیم ساعت گفت ... بعد من رفتم مثنوی را آوردم گذاشتم جلوی او، همین طوری باز كردم گفتم: معنا كن! شعر اول را خواند نتوانست معنا كند! گفتم: مردك تو كه هیچ مثنوی را كه نخواندی، آخر چه داری میگویی كه این جبری است و كافر است؟ با همین طور صحبت كردن كه مسئله درست نمیشود. لذا میشود گفت كه علت این مخالفتها ناشی از جهل و عدم اطلاع به مسائل فلسفی است.
