تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
11نسبت به این مسائل اطلاعی ندارند. اطلاع داشتن و نداشتن آنها ارتباطی به راه ما و خدا ندارد. ارتباطی به تكالیف ما ندارد. فقط در صورتی كه شوهر زن را به عمل حرام امر كند فرض كنید كه نهیكند از رفتن به حج واجب؛ حجی كه برای او واجب است یا نهی كند از نماز خواندن، یا امر كند بر این كه فرض كنید كه بر سر سفرهای بنشیند كه در آن سفره فعل حرام واقع شده است، در این جا اطاعت از شوهر واجب نیست، بلكه واجب است انسان مخالفت كند.
اما اگر در غیر از این صورت شوهر راضی نیست انسان نماز شب بخواند، خب نخواند. شوهر راضی نیست الان در این جا فرض كنید كه ذكر بگوید، خب نگوید اشكالی ندارد. ذكر را در دلش بگوید. نماز شب را هم فرض كنید كه انسان میتواند فردا قضا كند و حتی در بین كارهایی كه انجام بدهد این نمازشب را میتواند بخواند، اشكالی ندارد.
آن چه كه برای انسان مهم است عمل به تكلیف و جدا كردن خود از تكالیف الهی است. به قول مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند همین طور آقای حداد بارها این مطلب را میفرمودند كه سالك باید در سلوك كه كاری میكند خود را كنار بگذارد نه این كه همراه با مسائلی كه انجام میدهد خود را هم نسبت به آن مسائل دخیل كند خود را نسبت به آن مسائل وارد كند برای خود هم جایی باز كند در این صورت حظ و نصیب او كم خواهد شد التفات كردید؟ اكثر من الزاد یعنی آن چه كه مورد خواست او است او را زیاد كن او چیست بیرون گذاشتن! بیرون گذاشتنِ خود و جدا كردن خود و خود را از تكالیفِ اوامر و نواهی الهی بر كنار قرار دادن. این معنا معنای زاد است. انسان عملی را انجام میدهد در حالی كه خدا غیر از او را گفته این زاد نیست این مبعّد است، این سمّ است. این سمّ آن جایی خطرناك میشود كه صبغها لهی و صبغه سلوكی هم به خود بگیرد. این جا است كه دیگر باید به خدا پناه برد از آن خطرهایی كه شیطان برای انسان به واسطه رنگ الهی این خطرها را به وجود میآورد. یك شخصی كه عرق میخورد شراب میخورد مست میكند با یك تذكر توبه میكند، گریه هم میكند و دستی هم به سرش میزند ای وای من چه كردم من چه كردم! درست شد؟

