تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
9امیرالمؤمنین علیه السلام كه میفرماید: قرآن نور است برای كسانی كه بخواهند از او هدایت را. برای كسانی كه بخواهند از او نور و راهنمایی را، قرآن آنها را هدایت میكند. بخواهند از او ... دل خودشان را بسپارند ... نماز همین طور ... روزه همین طور ...
ولی آن زادی كه منظور است در این جا عبارت است از تطبیق عمل بر طبق رضا و مشیت و اختیار الهی این میشود زاد؛ انسان عمل خودش را منطبق كند با مشیت الهی.
در یك جا قرآن میخوانند، میگویند بخوان. در یك جا میگویند: نخوان. در یك جا میگویند: نماز بخوان. در یك جا میگویند: نخوان. در یك جا میگویند: این كار را انجام بده، در یك جا میگویند این كار را انجام نده و تطبیق امر و توكل بر پروردگار در همه مراتب به نحوی كه دیگر برای انسان خواست نباشد!
این مسئله اگر در ما محقق شد خود همین مسئله میشود زاد. اكثر من الزاد یعنی نه این كه هی قرآن بخوان! هی قرآن بخوان، نه! نمیدانم چندی پیش كجا بود این مسئله را عرض كردم كه بسیاری از افراد اینها اصلا دائم القرائة بودند. بسیاری از افراد اینها دائما قرآن میخوانند. اصلا از قرآن غفلت نمیكردند ولی در نفس آنها و در باطن آنها نسبت به قبول ولایت نقاط مبهمی وجود داشت. ما نمیتوانیم بگوییم كه عمل اینها صحیح بوده. آن عمل مورد تقرب است كه منطبق با رضای الهی و مشیت الهی باشد. آن مُمضی است.
در بسیاری از نامههایی كه دوستان برای حقیر فرستادند این مسئله در آن جا به چشم میخورد كه اگر در محیطی قرار بگیرند و در موقعیتی كه بین اعمال آنها و بین تكالیف دیگری كه خداوند مقرر كرده است در باب اطاعت از اوامر شوهر و رسیدن به مسائل زندگی تعارض پیدا شود چه باید بكنند؟ و آیا میتواند مخالفت كنند و به اینها بپردازند؟ این مسئله كراراً تذكر داده شده و امروز هم نسبت به این مطلب یك اشاره میكنم ما باید ببینیم كه برای كه داریم كار میكنیم؟ و برای كه داریم عبادت میكنیم؟ آیا عبادت را برای خود انجام میدهیم كه خب مبارك خودمان باشه آیا نماز را برای خود میخوانیم كه مبارك خودمان باشد. قرآن را برای خود میخوانیم كه مبارك باشد ...

