تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
35واجب الوجود نشود كه اوامر و نواهی او واجب الاطاعه نمیشوند. این راه، راه عقل است. منتهی هر كسی به هر مقدار كه عقل دارد به همان مقدار بهره بیشتری میبرد.
از آن چرخه كه گرداند زن پیر *** نشان چرخ گردنده همی گیر1 آن پیرزن و آن شخص عامی خدا را با محدوده فكر خودش شناخته و آن شخص عالم و عاقل هم خدا را با فكر خودش شناخته. چه اشكالی دارد؟ و این كه داریم در قرآن صحبت نشده چرا نشده؟ أفَلا یتدبَّرون، أفَلا یعقِلون! این همه آیاتی كه راجع به تفكّر و تدبّر و تعقّل است برای چیست؟ آیاتی كه انسان را دلالت برای اثبات ادله و براهین برای توحید میكنند لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَه لَفَسَدَتا2 كه از برهان پی بردن معلول به علت اثبات توحید و اثبات صانع میشود مگر در قرآن نیست؟
آیاتی كه دلالت بر حقیقت بساطت پروردگار میكند و این آیات در صور مختلف قرآن به عنوان آیات توحیدی مطرح است مگر غیر از این است كه راه فهمیدن این آیات به واسطه تعقلِ صحیح و بهواسطه فلسفه و حكمت است؟ چطور ما میتوانیم معنای قُلْ هُوَ اللَه أَحَدٌ را بدون درس فلسفه و بدون درس حكمت بفهمیم؟ چطور ممكن است آیات سوره حشر و یا سوره حدید را بدون مطالعه و تدبّر تامّ در حقایق فلسفی بفهمیم؟ این كسانی كه فلسفه نخواندند بیایند این آیات را ترجمه كنند و بگویند: آیا میشود بدون حكمت معنای هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ3 را فهمید یا نه نمیشود؟ آیا بدون آن رسیدن به معنای حقیقت توحید كه همان وحدت حقه حقیقیه و وجودبالصرافه است كه همان قاعده صدرالمتألهین كه میفرماید:" بسیط الحقیقة كل الاشیاء" آیا بدون این مسئله این آیات سوره توحید فهمیده میشود؟ و كلام امام سجاد علیه السلام كه میفرمایند: در آخرالزمان علمایی خواهند آمد كه معنای سوره توحید و شش آیه از سوره حدید را میفهمند اشاره به چه كسانی است؟ اینها مسائلی است كه نسبت به این قضیه باید تأمل بشود.
- نظامى؛
از آن چرخه كه گرداند زن پير||قياس چرخ گردنده همان گير - سوره الانبياء، آيه ٢٢.
- سوره الحديد، آيه ٣.
- نظامى؛

