تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید
33ندهد. بله یك چیز را باید بخواهد و آن اینكه ما را از این خانه بیرون نیاندازند! این مسئله است! و این را معامله كه نمیگویند ... این نهایت بندگی و نهایت استیصالی است كه یك عبد در مقابل مولای خودش دارد. این مسئله، مسئلهای است كه خب انسان در نظر میگیرد.
اما اینكه مرحوم آقا میفرمودند:" حتی انسان در قبال با اینها نباید از خدا فنا را بخواهد." این هم درست است. آنها بهتر میفهمند یا ما میفهمیم؟ امام حسین بهتر میفهمد یا ما میفهمیم؟ آن كه بیشتر آگاه است آن كه ولایت دست او است. درست شد؟ این مسئله! این را داشته باشیم. آنها هم بدشان نمیآید، آنها هم خوششان میآید كه انسان این تقاضا را داشته باشد.
اما این كه حالا كه میرویم در آن جا چه كار كنیم بیشتر بهره ببریم؟ چه كار كنیم بیشتر فایده ببریم؟ چه كار كنیم چه كاری انجام بدهیم؟ نه كاری نمیخواهد [انجام بدهیم]. این نیت را داشته باشیم كه [ای] سیدالشهدا، موسی بن جعفر، امام جواد علیهم السلام ما را در این منزل و در این درگاه خودتان نگه دارید. از این جا به جای دیگر حواله ندهید. در این بیت و در این ولایت ما را نگه دارید بعد هر كاری خواستید بكنید. این مسئله، مسئله مهمیاست.
عرض كنم حضورتان كه در این جا بعضی از دوستان مخدرات یك سوالهایی كردند كه من البته به طور مجمل نسبت به این سوالها میتوانم پاسخ بدهم و مفصلش انشاءاللَه برای بعد.
بعضی از دوستان فرمودند: نظر شما راجع به فلسفه در دین اسلام چیست؟ این كه اگر مورد تأیید اسلام بود، پس چرا در زمان پیغمبر این مسئله نبود و ما در قرآن هم نداریم آیهای كه فلسفه تأیید شده باشد؟ فلسفه چه كمكی میتواند در راه شناخت دین اسلام داشته باشد؟ و چرا بسیاری از آقایان و بزرگان با فلسفه مخالفت میكنند؟

