اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید

14271
نسخه عربی

تفسیر حدیث قدسى: یابن آدم، اكثرمن الزاد فان الطریق بعید بعید

13
  •  استفاده می‌كردند و دستور هم می‌گرفتند. بعد این شخص به واسطه عدم تحمل قبول ولایت شخص ولی و عدم پذیرش در تحت نظر و سیطره و اشراف او درآمدن، خود كم كم از آن مبدأ فاصله می‌گیرد از یك طرف نسبت به عبادات بسیار شخص متعبد شبها تا صبح بیدار و نمی‌دانم قاری قرآن از نقطه نظر زهد و اینها كذا ولی تمام این مطالب در راستای انانیت و تثبیت موقعیت نفس قرار می‌گیرد. شیطان هیچ وقت برای این شخص جام شراب نمی‌آورد بگوید بنوش. چون میداند كه نمی‌نوشد. شیطان هیچ وقت برای او موقیت فعل حرام را به وجود نمی‌آورد چون می‌داند كه انجام نمی‌دهد. شیطان هیچ وقت او را وسوسه به سرقت و دزدی از همسایه و بالا رفتن از دیوار و اینها نمی‌كند چون اصلا برای او یك همچنین مسئله‌ای مطرح نیست شخصی با این موقعیت و پیرمرد كه نمی‌تواند از دیوار بالا برد و سرقت كند. شیطان برای او چه می‌كند نماز شب برای او می‌گوید بخوان! بیا این جوری بخوان این جوری حال پیدا می‌كنی! فلان دعا را بخوان و می‌خواند و حال پیدا می‌كند! این حال پیدا كردن او را بیشتر در خود می‌برد تا از خود بیرون ببرد تا جایی كه نفس خود را مؤثر در عالم وجود می‌بیند!

  •  ایشان می‌گفتند یك وقتی از آن شهر خارج شده بود می‌خواست مسافرت كند نقل كرده بود برای افراد گفت: همین كه من از فلان شهر خارج شدم منزل ایشان در همدان بود همین كه از همدان بیرون آمدم دیدم تمام همدان در ظلمت فرو رفت! یعنی من نوری بودم در همدان كه با رفتن من دیگر همدان در تاریكی رفت! مرحوم آقا فرمودند: این ظلمت نفس خودش بود كه به این نحو در همدان مشاهده كرد. یعنی آن ظلمت در نفس به یك حدی می‌رسد كه خب وقتی گاهی طلوع می‌كند كه وقتی بیرون می‌آید جایگاه خالی خود را از نور خالی و تهی می‌بیند. كی بود این شخص؟ از شاگردان مرحوم قاضی بود كسی بود كه مرحوم آقا یك وقتی از او دستور می‌گرفت! التفات كردید؟! چه قدر مسئله خطرناك و چقدر این مسئله مهم است. ما همین طور یك چیزی شنیدیم، راهی است دعوت كردند بزرگان، آمدند رفتند ... بله. عنایت الهی هست نسبت به قضیه لطف پروردگار نسبت به همه افراد هست. بشارت وجود دارد، وعده وجود دارد. همه چیز هست ولی هر چیزی باید در جایگاه خودش قرار بگیرد. اگر در غیر از جایگاه خودش قرار بگیرد آن وقت همین تبدیل می‌شود. پادزهر تبدیل به زهر می‌شود! دارو تبدیل به سمّ می‌شود! شفا تبدیل به مرض می‌شود! سلامتی تبدیل به علّت می‌شود! چرا؟ چون از جایگاه خودش تخطی كرده است.