عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
9مسجد بردید و از او بیعت گرفتید؟ چرا؟ چرا عمر با شمشیر ایستادی بالای سر علی و گفتی بیعت كن یا این شمشیر را بر سرت فرود میآورم؟ میخواهد بیعت كند میخواهد نكند. شما كه به مقصودتان رسیدید ... این میشود استمرار ظلم و استمرار فساد.
اما امیرالمؤمنین وقتی كه به خلافت میرسد با آن وضعی كه مردم میآیند و حمله میكنند و در منزل را میشكنند و حسنین زیر دست و پا داشتند استخوانشان میشكست با این نحوه آمدند سراغ علی كه بیا بعد از ٢٥ سال بیا خلیفه شو این نحوه آمدند و با امیرالمومنین بیعت كردند امیرالمؤمنین آمد صحبت كرد گفت كه من به خلافت مایل نبودم او كه اول بود شما از ما گرفتید، حالا بیست و پنج سال ... [گذشته] حالا هر كسی میخواهد با من بیعت كند، هر كسی نمیخواهد نكند. [این چیست؟] این میشود منطق. این میشود حق. آن میشود ظلم. این میشود حق. چرا؟ چون در راه خدا كه ظلم نیست، راه خدا كه در آن اعمال فشار نیست، راه خدا كه در آن چماق نیست، راه خدا راه انتخاب است. هر كسی میخواهد [بخواهد]، هر كسی نمیخواهد [نخواهد] راه خدا راه اختیار است. هر كسی میخواهد ... هر كسی نمیخواهد ... نسبت دادن ... [تهمت] نیست، با مسائل و اینها بازی كردن نیست. راه خدا كه بازیچه دست این و آن نیست. تا وقتی كه من بتوانم كارم صحیح باشد درست انجام بدهم بر طبق میزان عمل كنم خب طبعا یك وظیفه دارم اگر من یك روزی آمدم و از خطوطی كه باید طبق آن خطوط تعدی كردم و به انحراف رفتم شما اگر در آن لحظه بخواهی از من اطاعت كنی در روز قیامت باید جواب خدا را بدهی! راه خدا شوخی برنمیدارد، راه خدا این حرفها نیست. باید شما نگاه كنید ببینید فردی را كه من باب مثال دارد مطلبی را مطرح میكند این مسئله و این مطلبی را كه دارد مطرح میكند آیا با موازین تطبیق میكند یا نمیكند. تطبیق كرد بسیار خب تطبیق نكرد نباید انسان بر اساس هوی و بر اساس تخیلات و بر اساس سلیقه بخواهد مسئله را ادامه بدهد. تمام اینها بر اساس كنار گذاشتن منطق و كنار گذاشتن عقل است هر شخص در انتخابی كه میكند آزاد است.

