فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق
22سعد گفت: «إنّی رایتُ ریحًا سَوداءَ مُظلِمَةً، فَقلتُ: إخ إخ! فأنَختُ راحِلَتی حَتّی مَرَّتِ الرّیحُ فَسِرتُ؛ من دیدم وضع دنیا تاریک است و باد سیاهی وزیده است، بعد به شتر خودم گفتم: إخ إخ! (یعنی بخواب) و راحلۀ خود را خواباندم و توقّف کردم تا اینکه گرد و غبار برطرف شد و حرکت کردم.»
کنایه از اینکه جنگ جمل و صفّین و نهروان و... که اتّفاق افتاد، آشوبی در دنیا پیدا شد و من نخواستم در این مهالک و این فتن و امتحانات شرکت کنم؛ لذا راحلهام را خواباندم، و وقتی اینها از بین رفت به راه خودم ادامه دادم.
معاویه گفت: «لَیسَ إخ إخ فی القرآن؛ إخ إخ در قرآن مجید وارد نشده است! آنچه در قرآن مجید وارد شده است این است:
﴿وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَهِ﴾؛1 ”اگر دیدید که دو نفر یا دو طائفه از مسلمانها و مؤمنین با همدیگر جنگ میکنند، شما بین آنها صلح بدهید؛ اگر یک دسته حاضر به صلح نشد و میخواست بر عداوت و بغی و ستم خود ادامه بدهد، با او جنگ کنید تا او را به امر خدا وادار کنید!“
بگو تو در این جنگها با چه کسی بودی؟! أ کُنتَ مَعَ العادِلَةِ عَلیٰ الباغیَةِ أم کُنتَ مَعَ الباغیةِ علیٰ العادِلَةِ؟! در این جنگها با باغی علیه عادل بودی یا با
عادل علیه باغی جنگ میکردی؟!»
سعد نتوانست هیچ جوابی به معاویه بدهد! به معاویه گفت: «قسم به خدا، اینجایی که تو الآن نشستهای، من از تو بیشتر به اینجا سزاوارترم!»
معاویه هم (به قول ما متلکی) به او گفت: «یأبیٰ علیک بنوعذرة؛ تو شایستگی اینچنین ریاستهایی را نداری! فامیل و قوموخویشهایت خود تو را به ریاست قبول ندارند؛ پس اینجا را آرزو نکن!»2
جناب سعد، حالا ببینید! شما کنار رفتی، امیرالمؤمنین هم این جنگها را داشت و همه بر دوش امیرالمؤمنین بود، و این قضایا هم پیش آمد؛ امّا اگر شما با امیرالمؤمنین آمده بودی، آیا این تقویت نیروی امیرالمؤمنین نبود؟! بزرگان از مهاجرین و انصار و بزرگان از مسلمانها، مثل اُویس قرنی و عمّار یاسر، در صفّین در رکاب امیرالمؤمنین آمدند و کشته شدند؛3 خیلی عجیب بود! امیر سعد، اگر تو میآمدی آیا موجب تقویت نبود و لشگر علی را تقویت نمیکردی؟! تو که فاتح ایران بودی، تو که رئیس سنگاندازان و تیراندازان بودی، اگر میآمدی و قسمت تیراندازی لشگر علی را در دست میگرفتی، آیا باری بر نمیداشتی؟! و اگر بودی، باز مسئله همینطور بود؟! نه دیگر، اگر تو بودی شاید اینطور نمیشد، شاید شکست برای علی پیدا نمیشد، شاید حکمین پیش نمیآمد و شاید حُقّهبازیهای معاویه تا این اندازه صورت نمیگرفت!
- سوره حجرات (٤٩) آیه ٩.
- مروج الذهب، ج ٣، ص ١٤؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص ١٧١؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر، ج ٨، ص ٧٧؛ الغدیر، ج ١٠، ص ٣٦١ و ٣٦٢؛ امام شناسی، ج ٣، ص ١٨٦؛ با قدری اختلاف در مصادر. همچنین جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٠، ص ١٦٨ ـ ١٧٠ و ١٨٨ ـ ١٩٥.
- شرح الأخبار، ج ٢، ص ١٢ و ٣٥؛ رجال الکشی، ص ٩٩ و ١٠٠؛ سیر أعلام النبلاء، ج ٤، ص ٣٢؛ وقعة الصّفین، ص ٣٤٠ و ٥٥٦ ـ ٥٥٩

