نقش امام زمان علیه السّلام در حرکت تکاملی انسان
18اینجاست که تکلیف خیلی دقیق میشود، خیلی مسئله، مسئلۀ مهم میشود. و انسان دیگر دستش هرجا نمیتواند برود، پایش دیگر هرجا نمیتواند برود، فکرش هرجا نمیتواند برود، چرا؟ قرار شد که حالت، چه باشد؟ حالت انتظار، حالت انتظار! تا بخواهد برود، یکدفعه یک ندا میآید: «هان! تو قول دادی! مگر قول ندادی؟!» میگوییم: «حالا إنشاءالله...! حالا بعد...! بعد...!» تمام شد، باختیم! مورد دوم، باختیم! مورد سوم، باختیم! بعد [میگوییم]: «آقا، چرا حال ما اینطور است؟!» هِی نامه به ما مینویسد: «آقا، چرا حال ما اینطور است؟! چرا پیشرفت نداریم؟! چرا چه نداریم؟! چرا چه نداریم؟!» درست شد؟! این حرفهایی که عرض میکنم از طرف خودم نمیگویم ها! مرحوم آقا این مطالب را میفرمودند، مرحوم آقا این حرفها را میزدند. درست شد؟!
اشراف ولائیِ امام زمان علیه السّلام
این امام زمان علیه السّلام است. پس امام علیه السّلام حقیقت زندهای است در تکتک سلولهای وجودی ما، در تکتک سلولهای مغز ما و در نفس ما و در سرّ ما و در روح ما، در مثال ما، در ملکوت ما، در تمام شراشر وجودِ تکتک ما آن حقیقت زنده، همیشه زنده است؛ هیچوقت خواب ندارد، هیچوقت چُرت ندارد. خیال نکنیم: «حالا این را انجام میدهیم، إنشاءالله امام زمان خوابیده!» ما خوابیدهایم، خیال نکنیم! او خواب هم باشد بیدار است، خواب هم باشد بیدار است! خیال نکنیم ها! خیال نکنیم: «حالا ما این را انجام دادیم، اینقدر خلایقی وجود دارند [که] حضرت دارد به آنها میپردازد، إنشاءالله ما را ندیده!» نه، همان موقع که داریم این خیال را میکنیم او دارد به ما میخندد! همان موقع! بله! مسئله را خیال نکنید... .
مقام ولایت، عبارت است از حیات کلی در همۀ حیاتهای جزئی؛ عبارت است از آن علم کلی در همۀ علوم جزئی؛ عبارت است از قدرت کلی در همۀ آن قدرتهای جزئی. این میشود مقام ولایت. درست شد؟!
حالا، رسیدن به این مقامِ ولایت، این رسیدن، ارزش ندارد؟! رسیدن به یکهمچنین حقیقتی! انسان به این نقطه برسد که این را بفهمد؛ نهاینکه «کتابی» بفهمد ها! مثل ماها، «کتابی» میدانیم! کتاب باز کردیم دیدیم اینطوری گفتهاند، بعد میآییم برای شما میگوییم! نه، روحش و نفسش اصلاً در این جایگاه قرار بگیرد! همانطور که مرحوم آقا میفرمودند: «احساس من نسبت به امام علیه السّلام مثل احساس این بچههایی است که طبقۀ پاییناند نسبت به من؛ ما همینطور! و چطور من بر اینها اشراف دارم؟ همینطور امام علیه السّلام به من اشراف دارد!» این با آن [چیزی] که ما میفهمیم یکی است؟! خیلی تفاوت دارد! این مسئله مربوط به امام علیه السّلام.

