نقش امام زمان علیه السّلام در حرکت تکاملی انسان
16لزوم تقدم رضای الهی بر خواستههای نفسانی
من در جلسۀ ـ نمیدانم به دست شما رسید یا نه ـ در جلسۀ پریروز، در جلسۀ قم، جلسۀ مخدّرات قم،1 این مطلب را عرض کردم راجع به اینکه انسان نباید خودش را گول بزند، در کارهایی که انجام میدهد باید ببیند خواست خدا چیست، نهاینکه غرض نفسانی چیست! خواست خدا را باید مدّ نظر قرار بدهد. حالا نفس میآید میپیچاند، اینطرف میکند، آنطرف میکند.
حکایت انصراف علامه طهرانی از سفر حج بهخاطر رسیدگی به امور خانواده
بعد این قضیه را نقل کردم، گفتم: مرحوم پدر ما، من سراغ ندارم کسی، یعنی ندیدم به عمرم کسی اینقدر برای رفتن به مکه و برای انجام [حج] ـ یعنی حجّ واجب ها! مخصوصاً حجّ واجب. ایشان عمره نرفتند؛ حجّ واجب، شش مرتبه، ظاهراً شش مرتبه یا هفت مرتبه، مثلاینکه شش مرتبه مشرّف شدند ـ من سراغ ندارم کسی مثل ایشان اینقدر اشتیاق [داشته باشد]! ایشان میگفتند: «اگر من میتوانستم، هر سال میرفتم!» و کم دیده شد که کسی راجع به حج و اعمال و اینها پیش ایشان صحبت کند و اشک ایشان نیاید، همینطور اشک ایشان [جاری میشد]! انگار اصلاً ایشان خودشان را در آن اعمال حاضر میدیدند، در آن طواف حاضر میدیدند، در عرفات حاضر میدیدند، و خب آن مطالبی را که ایشان از اینها درک میکردند کجا ذهن ما میرسد؟! درست شد؟! شش بار هم موفق شدند.
یک سال در همان اواخر زمان شاه بود، ایشان را یکی از دوستانشان برای همین حج دعوت کرده بود. بعد از آن سفری که بهاتفاق ایشان ما مشرّف شدیم. دعوت کرده بود برای حج؛ و مدتها بود، سالها بود ایشان هم مشرّف نشده بود. در همین هنگام والدۀ ما، ایشان چیز میشود، همین همشیرۀ آخر ما را میخواهد فارغ بشود؛ حامل بود و متأسفانه، یعنی با اشکالاتی مواجه میشود و میگویند باید که تحت عمل قرار بگیرد، بهطور طبیعی [نمیتواند فارغ شود]؛ بالأخره منجرّ به عمل میشود و چند روزی هم در بیمارستان بودند. یک روز که ما از قم آمدیم، بهاتفاق مرحوم آقا آمدیم در بیمارستان؛ بیمارستان هم همین بیمارستان خیابان آزادی بود، بله، نزدیک خیابان آذربایجان بود.
- نرمافزار جامع آوای ملکوت، سخنرانی، سلوک خانواده ـ قم، جلسه 8.

