
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نميكرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل ميكرد.
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
توضیحات:
موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نميكرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل ميكرد.
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
19من یك وقتی در خدمت ایشان بودم شب كاری را انجام داده بودم البته كار، خلاف نبود ولی خب جایش نبود حالا فرض كنید كه این را میگویم در خدمت كسی، این را بگویم جایش نبود و كسی هم از این قضیه خبر نداشت. فردا صبح رفته بودم خدمت ایشان نشسته بودند، ایشان داشتند مشغول نوشتن میشدند من هم در این كنار مشغول نوشتن بودم در همان مكتب ایشان، كتابخانه ایشان، همین كه من داشتم مینوشتم ببینید این مسئله تلگرافی و اتوماتیك همین كه من داشتم مینوشتم یك مرتبه آن معنا به ذهنم آمد كه من دیشب این كار را كردم، بدون هیچ مقدمهای، در حین نوشتن، تا این معنا در ذهنم آمد مرحوم اقا سرشان را بلند كردند آقا سید محسن! گفتم بله آقا! گفتند فانّك بأعیننا، تو همیشه جلوی چشم ما هستید! التفات میكنید! سرشان را انداختند پایین و بعد مشغول نوشتن بقیه كتابشان شدند، اصلا مسئله اتوماتیك به این نحو است، از آن جا میآید میرود در این و بعد در آن جا چه میشود؟ البته نقطهاصلش در آن جا است زیراكس و كپی میآید در ما، ما خلاف داریم ...، اصلش آن طرف است خیال نكن تو هر كاری بخواهی میتوانی بكنی فانك بأعیننا، تو در جلوی چشم ما هستی، هیچ كس هم از این قضیه خبر نداشت. و از این مسئله برای تمام دوستان و آنها اتفاق افتاده در ارتباط با مرحوم آقا، داشتند همه. مسئله مسئله قراردادی نیست. قضیه سلوك قضیه قراردادی نیست مثل ادارات كه هر ادارهای برای خودش قانون داشته باشد این اداره این قسم لباس بپوشند آن اداره آن قسم باشد. در ارتش لباس این طوری باشد در شهربانی این طور باشد در فلان اداره این طور باشد، قوانین هر ادارهای تفاوت كند.
در سلوك مسائل تكوینی است این آب آب است هزار نفر بیایند بگویند كه این آب سمّ است سمّ نمیشود. این مایع سمّاست هزار نفر بیایند بگویند این مایع اشكالی ندارد این سمّاست. لهذا مسائل سلوكی تمام این مسائل تكوینی است و این تشریع بر اساس آن تكوین است و امكان ندارد یك مسئلهای مقرب انسان باشد و مورد نظر خدا نباشد و امكان ندارد یك مسئلهای مبعد باشد و مورد نظر خدا باشد، دور بكند انسان را و مورد نظر خدا باشد، صلاح بر این باشد فعلا ...! نه آقا آن صلاحها را بگذارید كنار. صلاح آن است كه او میخواهد فساد آن است كه او نمیخواهد. مسئله صلاح و فساد بر اساس اراده و عدم اراده او تعلق میگیرد، نه این كه امروز صلاح است من این امر را بكنم فردا صلاح نیست آن امر را بردام، این مسئله است. آن وقت اگر این نحوه را كسی انجام داد و به این كیفیت پیش آمد خداوند راه او را تضمین میكند.
