
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نميكرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل ميكرد.
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
توضیحات:
موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نميكرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل ميكرد.
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
16در حدیث قدسی است كه میفرماید: لو علم المدبرون عنی كیف اشتیاقی بهم و شوقی الی رؤیتهم لما توشوقا اگر آن كسانی كه نسبت به من پشت میكنند آن كسانی كه به دنبال خودشان میروند آن كسانی كه مرا مدّ نظر قرار نمیدهند مطالب خودشان را مدّ نظر قرار میدهند، میخواهند در زندگی فكر و نظر خودشان اعمال بشود نیت خودشان اعمال بشود آن چه را كه من میگویم نمیخواهند آن را اعمال كنند آن كسانی كه دارند به دور خودشان میگردند اگر بدانند من چقدر از عمل اینها ناراحت هستم و چقدر اشتیاق دارم كه اینها را به سمت خودم ببینم، اگر این را احساس بكنند حدیث قدسی است ها از شدت شوق یك لحظه نمیتوانند زندگی كنند یعنی فورا میمیرند از شدت شوق! بله؟ فرض كنید كه من باب مثال انسان نسبت به شخصی عنادی دارد دشمنی دارد و خیال میكند در ذهن خودش كه این شخص نسبت به او چه هست و چه هست و اگر او را ببیند از بین میبرد و چه میكند و فلان. بعد یك مرتبه با او در یك مجلس برخورد میكند و میبیند این آمد او را بغل كرد او را بوسید او را در كنار خودش گرفت آمد نشاند بالا وچه كرد! چطور یك مرتبه اصلا تمام فكرش به هم میریزد و تمام بافتههای خودش از بین میرود چرا؟ اصلا درست ١٨٠ درجه خلاف مشاهده میكند دیگر. مسئله بین ما و بین خدا از این باب است.
مرحوم آقا میفرمودند آن خدایی كه ما یعنی منظور نه شخص ایشان یعنی خلاصه آن كسانی كه متكفل و متعهد امور مردم هستند آمدند آن را برای مردم تصور كردند آن خدا یك حالت ترس و وحشت و غضب و قهر و قهاریت و بگیر و بزن و ببند و كذا و كذا آمدند ترسیم كردند كه از آن اول وقتی كه اسم خدا میآید شروع میكند همه بدنها لرزیدن، همه بدنها شروع میكند به لرزیدن ولی ایشان میفرمودند آن خدایی كه اولیا میآیند آن خدا را برای مردم ترسیم میكنند آن خدایی است كه میشود او را در آغوش گرفت آن خدایی كه در كنار نشاند آن خدایی كه از پدر و مادر به انسان محبت او و رأفت او بیشتر است.
