اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نمي‌كرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل مي‌كرد.

اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور

توضیحات:

موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نمي‌كرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل مي‌كرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور

12
  • خدمتتان عرض كردم آن چه را كه من دیدم از ارتباط پدرم با مرحوم آقای حداد، بهترین شاگرد مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه خب مرحوم آقا بود دیگر، از نظر علمی‌خب كسی روی دست او نبود، از نظر موقعیت اجتماعی خب همین طور، ایشان وقتی كه می‌آمد در كنار آقای حداد، من آن چه را كه می‌دیدم آن دورانی كه ما دیدیم تقریبا من در سنین هفده هجده سالگی بودم كه دیگر از توفیق زیارت آقای حداد محروم شدیم، در همان سنین بود، اصلا مانند یك عبد در قبال مولای خودش بود، می‌آمد پدر ما می‌گرفت در آن مجلسی كه آقای حداد بود قضایایی كه خود من در كربلا وقتی كه مشرف شده بودیم در سن هجده سالگی می‌دیدم، قضیه آن را مرحوم اقا در روح مجرد تعریف كردند آن موقع سن من هفده سال یك قدری كمتر بود می‌گرفت در مقابل آقای حداد [می‌نشست‌] اصلا فكر نمی‌كرد كه كی وارد اتاق شد كی رفت؟ اصلا ...! فقط و فقط تنها فكرش و ذهنش متوجه ایشان بود و دائما دنبال این بود چی از دهان ایشان بیرون می‌آمد؟ فوری قلم و كاغذ درمی‌آورد و یا در همان موقع شروع می‌كرد به نوشتن الان این دفترهایی كه از مرحوم آقا باقی مانده و به حول و قوه خدا ان‌شاءاللَه در آتیه‌نزدیك ممكن است نوشته‌جات به این كیفیت ایشان، منتشر شود در آن جا خواهید دید، فلان‌ روز مرحوم آقا این را فرمودند فلان روز فلان كس این را گفت تمام مطالب را ایشان می‌آمدند همه را می‌نوشتند و محفوظ می‌كردند یا این كه بعد از این كه ایشان رفتند می‌آمدند می‌نوشتند و چه بسا همین مطالب راهگشا است همین مطالبی كه در آن موقع مطرح شده‌.

  • این یك فرد یك فرد دیگری هم بود كه اسمش را ایشان آوردند در همین روح مجرد، هر كسی می‌آمد ایشان اصلا شده بود فضول اتاق فضول كار آقای حداد، كی آمد كی رفت؟ چرا فلانی آمد؟ آخر تو كه خودت را به شاگردی آقای حداد پذیرفتی و آقای حداد را به عنوان استادت پذیرفتی آخر چه شخصی آمد چه شخصی رفت كه به شما مربوط نیست. چرا فلان آقا می‌آید در این جا؟ یكی از افرادی كه پیش آقای حداد می‌آمد و از ایشان استفاده می‌كرد همین مرحوم آیت اللَه سید مصطفی خمینی بود پسر همین رهبر انقلاب بود، ایشان من خودم می‌دیدم هر دو هفته سه هفته از نجف می‌آمد و می‌نشست در آن جا. یك ساعت می‌نشست و ساكت هم بود بنده خدا، یك سوال از ایشان می‌كرد و آقای حداد هم یك جوابی می‌دادند اتفاقا آقای حداد هم ایشان را دوست داشت، می‌آمد می‌نشست استفاده‌اش را می‌كرد و می‌رفت این آقا فضولی می‌كرد كه چرا این آقا می‌آید؟ شما چه كار داری؟ چرا می‌آیند وقت ایشان را می‌گیرند؟ التفات كردید؟ چرا فلان آقا نمی‌آید؟ چرا ....؟ دائما اصلا كار این آقا این طور بود كه نسبت به افراد صحبت می‌كرد پشت سرشان حرف می‌زد از این می‌آمد می‌گفت! من در آن موقع سنم هفده سال بود وقتی این مطالب را می‌دیدم به او اعتراض می‌كردم و او یك جوابی به من می‌داد كه خلاصه بله ادراك این مسائل بالاتر از این حرفها است و من می‌گفتم من اینها را نمی‌دانم، من می‌دانم این روش روش خلاف است شما در قبال آقای حداد نباید صحبت كنی.

/