اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
29و این را باید همه ما بدانیم از من گوینده كه این مطالب را القاء میكنم و همهاحبه كه این مطالب را میشنوند و همهافراد، این كه در آن طرف قوم و خویشی و نسب و خویشاوندی نیست. هیچ گونه این مسئله را كه خدمت شما عرض میكنم من خودم شخصا تجربه كردم هیچ گونه خویشاوندی و هیچ گونه تعلق كه طرف خیال كند بله حالا فرض كنید كه فلانی دیگر پسر آقا شده و كارش تمام شده است و حتما پدرش به او عنایت دارد نه این حرفها نیست یك روز كه من یك خطا كنم سریعا اثر آن را در نفس خودم میبینم صریحا دارم به شما میگویم اگر من قدم خلاف بردارم اثر كدورتش را در نفس میبینیم و روی تمام كارهایم تأثیر میگذارد این حرفها نیست و همین هم باید باشد درست هم همین باشد.
مرحوم آقا میفرمودند میآیند پیش ما میگویند این كار را برای ما بكنید آقا آن كار را برای ما بكنید ایشان میفرمودند اصلا من مگر چه كاره هستم؟ میفرمودند من چه كاره هستم؟ واقعا همین طور است. یعنی در بین خودش و بین خدا مرحوم آقا اصلا هیچ گونه فضیلتی، امتیازی، كاری انجام بدهد برای این، برای آن، یكی را مقدم كند بر دیگری، اصلا این مسئله در مخیله ایشان خطور نمیكرد. میفرمودند مسائل دوستان با ما به نحو اتوماتیك است یعنی یك قضیهای كه انجام میشود یك سرش میرسد به خدا یك سرش برمیگردد به ما. اصلا این مسائل همه مثل اتوماتیك انجام میشود یك عمل كه انجام بگیرد، عمل خلاف، آن در نفس خودش احساس دارد، میفهمد، از كجا میفهمد؟ مسئله بر اساس سه ضلع مثلث قرار دارد در رأس مثلث خدا قرار دارد در یك طرف آن انسان در یك طرف آن هم همان فرض استاد كامل فرض كنید كه حالا امام باشد یا پیغمبر باشد یا فرد دیگر باشد؟ این مسئله سه تا با همدیگر مربوط است. این یك عمل انجام بدهد میرود بالا از بالا میآید در قلب استاد، استاد احساس كدورت میكند نسبت به كی؟ نسبت به این. بخواهد نخواهد همین است. عمل خوب انجام میدهد لذا مرحوم آقا میفرمودند من یكدفعه به یك شخصی احساسی پیدا میكنم البته ایشان همه چیزرا كه به ما نمیگفتند اشاراتی، چیزی، من نسبت به او یك احساسی پیدا میكنم میبینم او عملی انجام داده، احساس خوب پیدا میكنم میبینم عمل خوب انجام داده، احساس .... اصلا اتوماتیك وار میزند قضیه. یك ثانیه هم تأخیر نمیافتاد، به محض این، تمام بود.

