اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
17اساس آن فطرت و براساسآن مشی او را میرساند، میشود فرد كامل، فردی كه به مقصود رسیده، فردی كه به سرمنزل مقصود رسیده و نتیجه را عائد كرده. اما دیگران نه! یا به این طرف نگاه میكند یا به آن طرف، كی رفت؟ كی خارج شد؟ كی وارد شد؟ فلان آقا وارد نجف شد فلان آن آقا خارج شد چه حرفی را آورد مطرح كرد و چه حرفی ...؟ امروز و فردا و پس فردا بعد هم بفرمایید بروید دیگر، هیچی، چه شد قضیه؟
بزرگان این نحو بودند سرشان به كار خودشان بود. اگر دیدید یك شخصی سرش به كار خودش است و كاری به این مسئله ندارد، یك وقتی مسئله تكلیف است آن مسئله تكلیف حكم خاص به خودش دارد و شرایط خودش را دارد و ما نباید بیاییم قاطی كنیم خلط كنیم و هر چیزی را به نام تكلیف جا بزنیم نه این حرفها نیست بالاخره خدا را كه دیگر نمیتوانیم گول بزنیم خدا و ملائكه خدا را كه نمیتوانیم فریب بدهیم امروز میتوانیم چند نفر را با صحبتها و كلمات دلنشین و اظهار مطلب كردن و اینها [فریب بدهیم] ولی فردا این خبرها نیست. پرونده را میآورند میگذارند جلو بفرما شما نیتت این بود خب حالا خوب است به فكر آن روز باشیم یا به فكر همین دو یا سه روزی كه دارد میگذرد؟ به فكر كدام باشیم؟ كدام برای ما مفید است؟ كسانی كه آمدند و بُردند، كسانی بودند كه به این جا كاری نداشتند سرشان را انداختند پایین و آمدند و رفتند.
خدمتتان عرض كردم آن چه را كه من دیدم از ارتباط پدرم با مرحوم آقای حداد، بهترین شاگرد مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه خب مرحوم آقا بود دیگر، از نظر علمیخب كسی روی دست او نبود، از نظر موقعیت اجتماعی خب همین طور، ایشان وقتی كه میآمد در كنار آقای حداد، من آن چه را كه میدیدم آن دورانی كه ما دیدیم تقریبا من در سنین هفده هجده سالگی بودم كه دیگر از توفیق زیارت آقای حداد محروم شدیم، در همان سنین بود، اصلا مانند یك عبد در قبال مولای خودش بود، میآمد پدر ما میگرفت در آن مجلسی كه آقای حداد بود قضایایی كه خود من در كربلا وقتی كه مشرف شده بودیم در سن هجده سالگی میدیدم، قضیه آن را مرحوم اقا در روح مجرد تعریف كردند آن موقع سن من هفده سال یك قدری كمتر بود میگرفت در مقابل آقای حداد [مینشست] اصلا فكر نمیكرد كه كی وارد اتاق شد كی رفت؟ اصلا ...! فقط و فقط تنها فكرش و ذهنش متوجه ایشان بود و دائما دنبال این بود چی از دهان ایشان بیرون میآمد؟ فوری قلم و كاغذ درمیآورد و یا در همان موقع شروع میكرد به نوشتن الان این دفترهایی كه از مرحوم آقا باقی مانده و به حول و قوه خدا انشاءاللَه در آتیهنزدیك ممكن است نوشتهجات به این كیفیت ایشان، منتشر شود در آن جا خواهید دید، فلان

