اهمیت جایگاه عقل در مسیر سیر و سلوک
31میكرد مكتب امام صادق مكتب بحث است كی امام صادق گفت عقلت را بگذار كنار؟ كی امام صادق گفت علمت را بگذار كنار؟ میآیند میگویند كه علم حجاب اكبر است فلانی چون علم دارد علمش زیاد است این حجاب شده! گفتم اگر قرار بر این است تقصیر پدر من است كه من را فرستاد حوزه، همه این بلاها مسببش پدر من است او بود كه ما را به این حجاب اكبر مبتلا كرد و الا ما آدم ساده عامیجاهلی بودیم و بر اساس همان نفهمیخودمان و سادگی خودمان بالاخره دستمان به یك جایی بند میشد! تمامش تقصیر ایشان است كه آمد فرستاد قم و [گفت] برو درس بخوان و یك ساعت از وقت خودت را بیكار نگذران وحتی وقتی من در مشهد بودم مرحوم آقا به من میفرمودند گاهگاهی من با ایشان این طرف و آن طرف می رفتیم ایشان میگفتند وقتی من صدایت میكنم كه بیایی با هم برویم اگر بحثی داری یا مطالعه داری به من بگو بلند نشو با من بیا، اگر كار نداری بیا، التفات میكنید این قدر ایشان بر علم و فهم دقت میكرد و تأكید داشت
در سفر مكهای كه در هفده سالگی من آمدم در خدمت مرحوم آقا و اخوی به عراق، دو جلسه آقای حداد با من صحبت كردند، من هفده سالم بود، خب شما توقعتان ازیك ولیخدا از یك شخصی مثل آقای حداد با آن مقامات كه تازه این درسها را نخوانده توقع چیست كه با انسان صحبت كند؟ لابد نمازشب بخوان ذكر بگو چكار كن اصلا از این حرفها به من نزد تنها مطلبی كه در این دو ساعت، دو تا یك ساعت، ایشان روی آن پافشاری میكرد، فلانی! علم خودت را ببر بالا، درسهایت [را] محكم بخوان، این شخصی است كه خودش این درسها را نخوانده یك صرف میر كتاب جامع المقدمات هم نخوانده، در درست اتقان كن در درست احكام كن، در این مدت، عبارت ایشان بود البته مطالب دیگری كم و بیش بود ولی عمدهكلمات ایشان بر درس بود. آیا من كه الان آمدم و با همین دروس و با همین علم، الان دارم راه را مشخص میكنم این علم برای من و دیگران حجاب اكبر است؟ پس مقصر آنها هستند مقصر آن بزرگان هستند نعوذ باللَه! ببینید! چطور مبانی عرفان و مكتب عرفا را زیر سوال میبرند؟ و چطور افراد را منحرف میكنند از آن مبنا و با چه عبارات فریبنده عباراتی كه هر كدام مربوط به جای خودش است آنها را میآیند در جای دیگر مصرف میكنند و در جای دیگر به كار میبرند.

