اهمیت جایگاه عقل در مسیر سیر و سلوک
13مسئله واضحتر كه نیست، از دل انسان میآورد در حالی كه شیطان از نفس انسان اطلاع دارد به خصوصیات فكر شیطان مسلط است اینها را به كار میگیرد برای آن مورد دهم، برای آن كه آن مورد دهم را بیاید بزند. حالا متوجه شدید چقدر راه دقیق است و چقدر حساس است و به چیزی نمیشود اعتماد كرد و به چیزی نمیشود وثوق كرد چون راههایی را كه او طی میكند این راهها راههای یك قسم و دو قسم كه نیست به عدد هر شخص و به مقدار هر نفس و به كمیت هر فرد و افراد، شیطان دست دارد شیطان احاطه دارد هر كدام را طبق خودش و طبق آن چه را كه از قوایی كه آن قوا را برای اغوا و برای اضلال به كار میبرد طبق او میآید و انجام میدهد.
پیغمبر به امیرالمؤمنین میفرمایند به كارهای ظاهر توجه نكن به اعمال ظاهر خیلی توجه نكنید نمیخواهم بگویم به عبادات انسان نباید برسد، نخیر! به عبادات باید رسید به نوافل باید رسید به اذكار باید رسید ولی هدف فقط انجام افعال و انجام عبادات و بیشتر پرداختن به اینها نباید باشد مقصد باید فهمیدن باشد مقصد باید رسیدن به مطلب باشد، مقصد این است.
مرحوم آقا به یكی از خویشاوندان خودشان دستوری داده بود بعد من یك روز شنیدم كه این شخص میگوید كه اخوی به ما فرض كنید كه این مقدار دستور داده ولی من میبینم كه حالم خوب است سه برابر انجام میدهم گفتم باباجان این جا این حرفها نیست باید هر چیزی حساب شده باشد دقیق باشد سه برابر انجام میدهم یعنی چه؟ مگر خودشان نمیتوانستند به تو بگویند؟ آن وقت این شخص از كار و كاسبی میزد و مینشست در منزل و ذكر میگفت! این سلوك نیست. سلوك یعنی تمام مراتب تكلیف را در هر مرتبه انجام بدهد از نقطهنظر كسب و كار بتواند به كارش برسد به نحوی كه بتواند امرار معاش كند از نقطه نظر رسیدن به مسائل داخلی و خانوادگی و پرداختن به اولاد و پرداختن به زن و فرزند و پرداختن به شوهر ...، بتواند تمام اینها را یك به یك انجام بدهد و كم نگذارد اگر كم بگذارد این در جای دیگر اثر میگذارد، از نقطه نظر پرداختن به مسائل شخصی از نقطه نظر پرداختن به مسائل عمومی، تمام اینها باید یك به یك دقیق باشد.

