سرّ خلقت انسان
11حیوانات هم میتوانند به نحو دیگری سر خودشان را با آنها گرم كنند. انسان خانه میسازد، طبقه و آپارتمان میسازد در آن جا زندگی میكند، حیوان هم لانه میسازد موریانه زیر زمین لانه میسازد چه فرق میكند؟ منظور زندگی كردن است.
سلمان در مدائن وقتی كه حاكم مدائن بود یك بنا آورد كه برایش خانه بسازد، بنا گفت: چه خانه ای میسازی؟ سلمان گفت: یك خانهای بساز كه وقتی میخوابم نصف پایم بیرون باشد.
گفت: یك حرفی میزنی ما را مسخره میكنند!
گفت: اگر نمیخواهی بسازی برو یك جای دیگر. من یك خانهای میخواهم كه وقتی میایستم سرم فقط [به سقف] نخورد و گیر نكند و وقتی كه میخوابم نصف پام بیرون باشد، بیش از این مقدار نیازی نیست، اینقدری ما زنده نمیمانیم!
این یك سلمان بود، حاكم امیرالمؤمنین بود در مدائن درست شد؟ محل قضاوت خودش هم كنار یك درخت قرار داده بود یك سنگی هم گذاشته بود روی آن نشسته بود میگفت اگر قضاوت میخواهید بیایید اینجا. [نه اینكه بگوید ... برخلاف دیگر حكما كه میگفتند] بفرمایید در دارالاماره، بفرمایید در قصر بفرمایید در اینجا. میگفت اگر قرار بر قضاوت و حكومت بین مردم است، كنار این درخت هم میشود حكومت كرد، هر كس دعوا و مرافعه ای دارد بیایید اینجا.
نقل میكنند یك وقت مدرس رفته بود ظاهرا تركیه، آنجا اسناد مملكت را هم برده بودند كه [قرارداد ببندند.] این اسناد را ریخته بود در لگن، از این لنگهای حمام و با خود برده بود! بعد آنها خیلی تعجب كردند و گفتند خب اسناد را [بیاورید، مدرس هم برداشت] از زیر عبایش لنگ را درآورد و یكی یكی باز كرد! گفتند آقا شما سند را برمیدارید در لنگ حمام میآورید؟ گفت: شما سند میخواهید این است، شما اگر چرم میخواهید بدهم چند تا گوسفند و چرم گوسفند و گاو را برایتان بیاورند! این آدم آدم حرّ است، مدرس آدم حرّی بود. به او گفتند چرا شما این قدر شجاع هستی؟ چرا هر حرفی را میزنی؟ چرا از رضا شاه و امثال ذلك نمیترسی؟ با همان لسان اصفهانی گفت كه اولا پول ندارم كه ازش بترسم دزد بیاید ببرد، بعد هم یك شكم دارم كه با یك ماست و یك نان سیر میشود، مرگ و حیات هم به دست خدا است. درست شد؟

