اعتدال در سلوک
29راه میگذاریم، به حساب مرحوم آقا میگذاریم در حالتی كه انسان باید مسیر خودش را باید تصحیح كند.
لذا مرحوم آقا به من فرمودند كه آقای آسیدمحسن ما از روی ناچاری میگوییم آقا یك میوه و الّا بالاخره میبینیم رفقا از راه دور میآیند اینجا میگوییم حالا قضیه [مجلس] تمام شده، یك میوهای بخورند و ذائقهای عوض كنند.
بعد ما دیدیم كه ایشان حتی آن یك میوه را هم برداشتند و گفتند كه در مجلس فقط چای داده بشود همین، چرا؟ به خاطر اینكه این ذهن، جمعیتش بیشتر بشود. انسان همش فكر این نباشد كه الان جلسه تمام میشود میوه میآورند! خب این ذكر در اینجا نمیتواند اثر بگذارد، این نمیتواند این در اینجا ... ولی اگر از اول خیالش راحت باشد هیچ خبری نیست، فرض كنید كه همان یك چایی كه بوده، حالا بعدش هم كه تمام شد یك چایی هست. من نمیگویم میوه نباشد نه میوه عیب ندارد باشد، آن دیگر بسته به میل خود رفقا و دوستان است، من فقط نشان میدهم میگویم راه این است، مسیر این است، حالا هر مقدار هر شخصی میتواند خب باید بیاید. پس بنابراین عرض میشود این مطالبی كه عرض شد قصد نبود و اما خدا ... این طور مسأله دیگری در نظر داشتیم، انشاءاللَه در جلسهای دیگر آن مطلب را عرض میكنیم.
به این نحو پیش آمد كه راه سیر وسلوك فقط عبادت كه نماز است نیست، خدمتان عرض كردم ده درصد قضیه به نماز و ذكر است، نود درصد قضیه به مسائل دیگر است و آن چه را كه آنها آن چه را كه آنها ... اصلا میدانید مرحوم آقا چه میفرمودند؟ مرحوم آقا این را میفرمودند كه سالك كه شب بلند میشود برای نماز شب، برای نافله، برای دعا و امثال ذلك باید شب بگیرد و روز برود پخش كند؛ یعنی روز آن چه را كه گرفته آن صفای باطن، آن طراوت، آن نشاط و آن چه را كه جذب كرده باید در روز به كار ببندد و به كار بگیرد، این مهم است، خب حالا ببینید چقدر مسأله مهم است.

