
منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
منطق استعمارگران و مستکبران مدّعی دیپلماسی مبنی بر غلبۀ زور و قدرت. تقوا ملاک برتری در اسلام. علّت اختلاف نژاد و تفاوت انسانها. تقابل ملاک برتری در اسلام با منطق اهل دنیا. معنای عقل در منطق رسول خدا. امر پیغمبر به ازدواج دختر عمّۀ خود با غلام آزادشدۀ خودشان برای هدم سنّت جاهلی تبعیض طبقاتی. مبارزۀ پیغمبر با سنّت جاهلی ربا، و شروع آن از عمویشان. شروع مقابلۀ پیغمبر با سنن جاهلی از نزدیکان خود. تشریع حکم جهاد براساس رحمت واسعۀ الهی. دستور اسلام به مراعات حقوق همۀ مرتبطین با انسان حتّی حیوانات. منافات منطق فردگرایانۀ مادّیون، با وجدان و فطرت انسانی. اساس عالم خارج بر ارتباط بین افراد و موجودات. علّت افضلیّت قرآن و سیرۀ پاک رسول خدا بر سایر ادیان و کتب آسمانی. گسترش جهانی اسلام بدون دخالت قدرت نظامی. سبب تشریع حکم بردهداری در اسلام. گسترش اسلام بهواسطۀ منطق و روش و اخلاقیّات متعالی آن. دستور اسلام به انقاق از روی خلوص.
منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
توضیحات:
منطق استعمارگران و مستکبران مدّعی دیپلماسی مبنی بر غلبۀ زور و قدرت. تقوا ملاک برتری در اسلام. علّت اختلاف نژاد و تفاوت انسانها. تقابل ملاک برتری در اسلام با منطق اهل دنیا. معنای عقل در منطق رسول خدا. امر پیغمبر به ازدواج دختر عمّۀ خود با غلام آزادشدۀ خودشان برای هدم سنّت جاهلی تبعیض طبقاتی. مبارزۀ پیغمبر با سنّت جاهلی ربا، و شروع آن از عمویشان. شروع مقابلۀ پیغمبر با سنن جاهلی از نزدیکان خود. تشریع حکم جهاد براساس رحمت واسعۀ الهی. دستور اسلام به مراعات حقوق همۀ مرتبطین با انسان حتّی حیوانات. منافات منطق فردگرایانۀ مادّیون، با وجدان و فطرت انسانی. اساس عالم خارج بر ارتباط بین افراد و موجودات. علّت افضلیّت قرآن و سیرۀ پاک رسول خدا بر سایر ادیان و کتب آسمانی. گسترش جهانی اسلام بدون دخالت قدرت نظامی. سبب تشریع حکم بردهداری در اسلام. گسترش اسلام بهواسطۀ منطق و روش و اخلاقیّات متعالی آن. دستور اسلام به انقاق از روی خلوص.
منطق متعالی اسلام در برابری انسان ها
10اساس عالم خارج بر ارتباط بین افراد و موجودات
براساس این منطق اسلام که منطق صحیحی است، تمام عالم خارج با همدیگر مرتبط هستند و تمام نژادها با اینکه با همدیگر اختلاف دارند، با همدیگر مرتبط هستند.
میگویند: «گروههای خونی چهارتا است.» و آن کسی که این گروههای خون را اختراع کرد، گفت:
اینکه گروههای خون چهارتا است، یک عمل تقریبی است که ما به دست شما میدهیم، و الاّ خون هر شخصی با دیگری مختلف است؛ و در تمام عالم نمیتواند خون دو نفر با هم یکسان باشد! امّا به حسب اینکه میخواهیم دستهبندی کنیم، ما چهار گروه درست کردیم و این از جهت تقریب است.
و امّا از جهت واقعیّت و اساس، هر شخصی بافت و نسوج و ترکیبهای فیزیکی و شیمیایی آنزیمهای بدنش [و آنتیژنهای خونش] غیر بدن دیگری است و بههیچوجه منالوجوه با او یکی نیست.
مثلاً میبینیم به کسی که دلش درد میکند، میگوییم که گل گاو زبان بخورد، و این را به همه میگوییم؛ ولی گل گاو زبانِ این مریض غیر از آن است و آن غیر از این است؛ اگر بخواهیم به دقّت بگوییم، منبابمثال مقدار گل گاو زبانی که این مریض باید بخورد، پنج مثقال و نیم است و آن دیگری بایستی چهار مثقال و نیم بخورد و آن یکی باید سه مثقال بخورد! ولی ما دیگر نمیتوانیم اینقدر دقّت کنیم، لذا برای همه مینویسیم: پنج مثقال! از باب اینکه: سفره هست و دیگر هر کسی میتواند هر غذایی که میخواهد بخورد. ولیکن آن کسی که میخواهد بالدقّة براساس واقعیّت مشخّص کند، برای هر کسی یک برنامۀ خاصّی مشخّص و معیّن میکند که نمیشود از آن تجاوز کرد!
همۀ این نژادهای مختلف هم به یک پدر و مادر برمیگردند. آمریکاییهایی هم که آنطرف زمین افتادهاند، نهاینکه نژادی باشند که پدر و اصل دیگری داشته باشند، بلکه آب در طوفان نوح، و یا جریاناتی که قبل از طوفان نوح در روی زمین اتّفاق افتاده است و امثال اینها، آمده و فاصله انداخته است. کسی غیر از خدا از عمر زمین خبر ندارد! اینها همه از اولاد آدم و حوّا هستند، چه ترک باشد و چه...، و باید براساس غریزه حرکت کنند تا همه بتوانند در زمان خودشان براساس عقل، به واقعیّت برسند.
