حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
9بله! توجه میکنید، خب حال نداشتند میگفتند: که آقا من نمیتوانم، الان صحبت نمیکنم یا به ملاحظاتی چیز نمیکردند، چه دلیل دارد که انسان بخواهد دائما وقتش را به اینگونه مطالب و اینها بگذراند، درست؟
خب این جنود شیطان است که میآید و در قبال این میآید راه دیگری را نشان میدهد، حال دیگری را نشان میدهد، وضع دیگری را نشان میدهد. یا انسان یک چیزی را میشنود میگوید فلان کار را انجام بده، فلان مسئله باید انجام بشود، کسانی دیگر میآیند مطالب دیگری میگویند پیشنهاد میکنند بعد در نهایت میگویند خب کسی نفهمد برو انجام بده، ولی کسی نفهمد، برو انجام بده و کسی نفهمد یعنی چه؟ یعنی تمام، مسئله تمام، کسی نفهمد یعنی چه؟ مگر انسان با خدا هم رودربایستی دارد؟ مگر انسان با خدا هم موش و گربه بازی دارد؟ کسی نفهمد معنا ندارد، برو این کار را انجام بده، با این کار انجام دادن شما میبینید که باختید! تمام شد، شیطان شروع میکند به کف زدن، به به به! دیدید آمدم و بالاخره بر قوای ملائکه غلبه کردم و نگذاشتم این یک قدم برود جلو، دو قدم برود جلو، این قدم بردارد، تجرد پیدا بکند، درست؟
اما اگر انسان آمد و برخلاف آنچه را که شیطان میگوید [عمل بکند] وحرکت بکند شیطان آن موقع است که آه و نالهاش به آسمان میرود، ای وای شکست خوردم، در این ماموریتی که خودم بر عهده خودم گذاشتم که سلب توفیق از بندگان خداست در این ماموریت شکست خوردم، فریادش میرود بالا، نالههایش میرود بالا، این مسئلهمسئله وحی است. بنابراین این مرتبه را شما در نظر بگیرید، این مسئله را تا اینکه دیگر بروید به مراتب بالاتر و نفوذ وحی دقیقتر و مراتب آن رقیقتر و معانی لطیفتر و از آنطرف شیطان زحمتش بیشتر، نقشهاش بیشتر، دقتش بیشتر.
آدم میخواهد کاری انجام بدهد، مجلس میخواهد بگذارد، میخواهد یک کاری برای خدا انجام دهد و در فکرش هم این است که برای خدا باشد، ولی شیطان در اینجا خودش را هم از دریچه راه خدا وارد میکند نه از دزدی و بالا رفتن از دیوار و شراب خوردن و قمار و امثال ذلک و اینها، از آنجا دیگر گذشته، حرف از این مطالب گذشته، اصلًا به فکر این شخص هم نمیآید از دیوار برود بالا، یا دزدی کند، پولها را بالا بکشد و بگذارد برود و امثال ذلک و اینها، اصلًا به فکرش هم خطور نمیکند. شیطان هم اصلًا نمیآید یک همچنین مسائلی در ذهن این بیاورد چون بیاورد هم بیفایده است.

