حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
26همسر من تلفن در خانه نکشیدند ولی در اتاق خودشان خط تلفن و این چیزها کاملًا روبراه است، سه خط تلفن و موبایل و ... تمنا میکنم داد ما را از ایشان بستانید.
بسیار خب چشم حتماً، بله با چند تا پاسبان و پلیس انتظامی انشاءاللَه ما داد شما را میستانیم! عرض کنم، اینها مطالبی است که بالاخره هر کسی باید خود شخص متوجّه باشد، اینها نیاز به گفتن ندارد.
مشکل اساسی دیگر هم کجخلقی بعضی از اوقات با همسرم میباشد.
خب چرا؟ چرا انسان بدخلقی داشته باشد، همیشه بخندد، فرض کنید که به او دستور میدهند که آقا صبح تا شب بخند، اگر بگویند بخند، خب چی کار میکند؟ اخم که نمیکند، خب همیشه بخند، یک روز تصمیم بگیرد این را به عنوان یک مراقبه که امروز هر چه شوهرم به من گفت من بخندم، ببیند چه میشود قضیه، آنوقت نتیجهاش را بیاید به ما بگوید که به چه نتایج مطلوبی مسئله رسیده.
این مسئله و مراقباتی که مرحوم آقا میفرمودند در ارتباطات و اینها همین استها، حالا رفقا میخندند ولیکن، نه اینها همین است! اصلًا معنای مراقبه این است، شما فکر نکنید که مراقبه فقط قرآن خواندن است، نه آن نوار هم میتواند قرآن بخواند، یک ربات هم میتواند نماز شب بخواند، کوکش کنید سر نیم ساعت به [اذان] یک دفعه میبینید ربات دارد بلند میشود سجده میکند، این نیست.
مراقبه این است که انسان کاری انجام بدهد برخلاف نفس، شیرینی خوردن مراقبه نیست، چلوکباب و شیشلیک خوردن مراقبه نیست، عرض کنم که حالا در بعضی از اوقات هم آن خودش میشود مراقبه، گاهی اوقات میشود که اصلًا انسان نمیخواهد، درست شد. انجام دادن کاری که موافق با حال و طبع است این مراقبه نیست، نسخهای که پزشک میگوید در آن نسخه آمپول هم هست، به طور کلی نسخه برای وقتی است که انسان مریض است، وقتی که سالم است که نسخه نمیخواهد خودش سالم است نیاز ندارد، نسخه را دکتر میدهد برای وقتی که انسان مریض است میگوید این کار را انجام بده، میگوید نه نمیتوانم، میتوانی یا نمیتوانی.

