حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
39بنده در زمان مرحوم آقا یاد دارم که یک وقتی مرحوم آقا به بنده گفتند که یک قضیهای را در فلان جلسه طهرانبرو بگو. من به یکی از دوستان در همان زمان آقا گفتم، آقا رفتی در طهران برو در فلان جلسه بگو که آقا این را فرمودند: این شخص رفت در آن جلسه و وقتی جلسه تمام شد گفت که فلانی گفته، یعنی بنده که آقا فرمودند: که رفقا یک همچنین کاری را بکنند. اصلًا یادم نیست که مطلبی راجع به چه قضیه هست، وقتی که این حرف را زد مسئول آن جلسه به او گفته بود که شما چرا بی اجازه من آمدی و این مطلب را مطرح کردی؟ ایشان گفت که فلانی به من گفته که این حرف را بزنم، او گفت فلانی بگوید مسئول این جلسه من هستم و باید شما این را به من بگویی و من مطرح بکنم. او گفت که ببخشید بنده یک همچنین مطالبی را هنوز درسش را نخواندم که بخواهم چیز کنم، ببینید این میشود شیطان.
مرحوم آقا تو را مسئول جلسه کردند بسیار خب و گفتند این را بگو و این را نگو درست، این کار را بکن و این کار را نکن، جلسات را بیا ترتیب بده ببینید چقدر شیطان دقیق وارد میشود امّا آیا به تو گفتند که هر چیزی که میآید از طریق تو باید اعلان بشود؟ این را گفتند؟ نگفتند! درست شد، یا حتی این را به تو گفتند ولی در یک مورد صلاح بر این میدانند که اصلًا مطلب به تو گفته نشود چه کاره هستی تو؟ تو چکارهای؟ تو مسئول جلسه هستی آقا امروز جلسه در فلان جا، هفته دیگر در فلان جا تمام شد، خارج از این که دیگر برنامهای بر عهده تو نگذاشتند، مسئلهای نگذاشتند.
این شیطان میآید به این مسئولیت رنگ و لعاب دادن، مسئول جلسهای، حضور و غیاب باید بکنی، نمیدانم فلان. مسئول جلسه هستی برای این، دیگر مسئول نیستی که سر مردم را ببری تا اینکه فرض بکنید بخواهیکه در کارهای زندگیشان دخالت بکنی، در این حد که دیگر مطلبی نیست، آنوقت نیست میآید برای خودش یک موقعیتی و جایگاهی قرار میدهد تا ببیند یک مسئلهای پیش آمد با این موقعیتی که برای خودش را درست کرده خیلی نمیخواند ... این چیست؟ من حرفهای آقا را به رفقا اعلان کنم، من بگویم حرفها و اعلان کنم. این یکی از خطراتی است که همه ما باید مواظب این قضیه باشیم، این خطر بسیار خطر مهمی است، مربوط به الان هم نیست در زمان مرحوم آقا هم بوده، قبلش هم بوده، حتی در زمان خود پیغمبر، حتی در زمان خود پیغمبر هم این مطالب بود.

