حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
21بسیار خب، این از کجا پیدا میشود؟ این وحی است، خب از اول به تو گفتم از گاو بگذر کار به اینجاها نکشد، خودت نخواستی، همین است قضیه. درست شد؟
میگویند در زمانی که امام زمان علیهالسلام ظهور میکند حضرت دیگر نگاه نمیکند به قسم و آیه و بینه و پشتک زدنهای ماها، ماها در محکمه و دادگاه و غیر اینها فقط بلدیم پشتک بزنیم. برای من طرف نامه مینویسد که آقا فلان اینطور کرد. نگاه میکنم از اول تا آخرش دروغ است، من اصلًا نامه را پرت میکنم کنار، نشان میدهد از اول، از آن بسم اللَه که نوشته نشان میدهد که این بسم اللَه دروغ است چه برسد تا آخر، توجه میکنید؟
وقتی امام زمان علیهالسلام ظهور میکند نیازی به پشتک زدنهای ما ندارد، تا میگوید حضرت میگوید برای این است تو برو، تمام شد. لذا خیلی محکمه نیاز نیست، لذا وقتی که اینطور باشد کسی هم بلند نمیشود برود. تمام این محکمههایی که شما میبینید الان در اینجاها هست این پروندههایی که همه هست، اینها همه به خاطر دروغهایی که ما داریم میگوییم، دروغ روی دروغ، قاضی بیچاره پدرش بالا میشود این راست میگوید آن درست میگوید، او دروغ میگوید این راست میگوید، بله؟ وقتی که اینطور باشد، وقتی که طرف فهمید که حرف نزده؛ حضرت میگوید که آقا بلند شو برای تو نیست. میگوید مگر مجبورم، مگر مجبورم دیگر بلند شوم بروم یک مالی را بگیرم یک ظلمی را بکنم، یک کاری بکنم، همان نرفته پتهمان روی آب است، مگر مجبوریم.
گاهی اوقات ما میرفتیم پیش مرحوم آقا یک کاری کرده بودیم، یک غلطی کرده بودیم، آقا میگفتند خب این قضیه چیست؟ میگفتم ای داد بیداد حالا بیا درستش کن. تا میخواستیم شروع کنیم توجیه کردن، میگفتند: میدانم! آقا میدانم برو مطلب بعدی!! خبر داریم میدانیم چه خبر است. خب اگر اینطور باشد آدم میداند پتهاش روی آب است مگر مجبور است برود ملق بزند؟ مگر میتواند دیگر برود خلاف بگوید؟ حالا در بعضی جاها هم به روی خودشان نمیآورند و یک خندهای میکنند که خودتی و میگذرانند مطلب را خلاصه به یک قسمی قضیه را ماسمالی میکنند و به قول خودشان میگفتند ما خیلی چیزها را زیر سبیلی رد میکنیم. میفرمودند: ما خیلی چیزها را زیر سبیلی رد میکنیم، اما این نیست که کلاغها برای ما خبر نیاورند. کلاغها خبر میآورند ما زیر سبیلیرد میکنیم آن یک مطلب دیگر است.

