حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
16بعضی از دوستان اینها برای بنده تعریف میکردند که در بعضی از حالاتی که پیدا میکردند متوجه میشدند که از یک عوالمی عبور میکنند، یک مسائلی برای آنها روشن میشود و حل میشود ولی در یک نقطه در بعضی از مطالب، مطلب برایشان مبهم بوده و رد شدند و وقتی خواستند برگردند دیدند که نه، نمیشود به آن برگردند. چون مسائل دیگری برایشان مشخص شده، این مربوط میشود به آن زمانهایی که در آن زمانها به غفلت گذراندند، یعنی از این مطلب رد شده، ولی در اینجا قضیه ناتمام مانده. چون در آن موقع به غفلت گذراندی آن صورت مسئله برایت مبهم است، حالا بعد چطور بشود، حل شود نشود و خلاصه بالاخره آن سعه وجودی رفت و میتوانست که آن آمادگی برای یک سعه بالاتری پیدا کند و استعداد برای یک فعلیت دیگری برایش پیدا بشود ولی نشد، و آن از دست رفت. توجه میکنید؟

