اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن

15122

حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن

43
  •  بده، می‌گوید نه نمی‌توانم، می‌توانی یا نمی‌توانی.

  •  ما یک وقتی در لبنان بودیم با یکی از دوستان می‌خواستیم برویم کنار رودخانه برای تفریح، بعد یک شخصی در آنجا بود از اقوام و این بی‌حجاب بود، بی‌حجاب بود و این شخص می‌خواست با ما بیاید، من به این شخص گفتم توسط اهل بیت‌مان اگر این بیاید من نمی‌آیم، من با بی‌حجاب نمی‌آیم. بعد او رفت به او گفت که فلانی می‌گوید، او گفته بود که من اصلًا نمی‌توانم روسری سرم کنم، اصلًا حالم چیز نیست، گفتم برو به او بگو که اگر دکتر می‌گفت که روسری سرت نکنی موهایت همه می‌ریزد، تاس می‌شوی؛ باز هم روسری سرت می‌کردی یا نه؟ یعنی چه نمی‌توانم؟ این حرف‌ها چیست نمی‌توانم. اتفاقاً روسری سرش کرد و شلوار هم پوشید و چیزهای دیگر، نه سردرد گرفت، نه آسمان به زمین آمد، نه نمی‌دانم شق و چیز شد و آمد. نمی‌خواهیم خب بله یک وقتی طرف در اروپا و فلان و این حرف‌ها به همین کیفیت رفته می‌گوید حالا سختم است، خب سخت است سخت باشد، سخت باشد که ایراد ندارد، مگر همیشه قرار است که انسان همان چیزی که دلش می‌خواهد را انجام بدهد، همان چیزی که دلش می‌خواهد که هنر نیست. من آنچه که دلم می‌خواهد انجام می‌دهم خیلی هنر کردم، این که هنر نیست! هنر آن است که انسان برخلاف نفس انجام بدهد.

  •  دستوراتی که بزرگان می‌دادند، مطالبی که می‌گفتند بسیاری از آنها برخلاف نفس است. به طرف می‌گویند که بلند شو بین خودت و بین آن شخص که کدورت است و قهر است و نفاق است برو از دلش دربیاور. طرف بلند می‌شد می‌رفت آنجا خیابان ری طهران، با ماشینش می‌رفت در گاراژ او واین‌طوری می‌گفت: من می‌خواستم بروم بازار هر چه گشتم جا پارک پیدا نکردم آمدم در گاراژ تو ماشینم را بگذارم و بروم، این‌جوری پدرمان به تو گفته بود؟ او گفته بلند شو برو بین خودتان رفع نقار بکن، تو می‌گویی من می‌خواستم این‌جا بگردم جا پیدا نکردم بعد هم بلند می‌شود می‌رفت و می‌گفت که من رفتم دیگر، رفتم دیگر. او هم یک نگاهش می‌کند خب این چه رفتنی است، نمی‌رفتی که بهتر بود، نمی‌رفتی، این‌جوری که بدتر کردی. این عجب حیوانی است آمده این‌جا می‌گوید که من در خیابان پارک پیدا نکردم آمدم ماشین را در گاراژ تو بگذارم، خب نمی‌کردی و نمی‌آمدی.