حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
37شوهر خودش او حق دارد راجع به زن بگوید که با چه کسی ارتباط داشته باش و با چه کسی نداشته باش، این مسئله مربوط به شوهر و حقوق شوهر است، و امّا به طور کلی در باب رفاقت، مطلب را بنده بارها گفتم که انسان باید رفیقی داشته باشد که بتواند برای او مفید باشد و او را حرکت بدهد و از عالم جزئیات بیرون بیاورد، از توهمات و تخیلات و تصورات بیرون بیاورد و فهم او را باز بکند و هیچ اشکالی ندارد که انسان حتی با غیر رفیق هم مرتبط باشد و استفاده کند، مگر ما این ارتباطاتمان فقط منحصر در رفقاست. نهخیر!! ما با خیلی از افراد دیگر هم مرتبط هستیم با آنها مجلس داریم، بنده برای آنها کتاب میفرستم آنها نسبت به بنده اظهار محبت دارند، سؤالات مطرح میکنند بنده جواب میدهم درحالتیکه این رفیق سلوکی هم نیست و خیلی از دیدن هم خوشبخت میشویم، آن بندگان خدا هم خیلی زیاد اظهار محبت میکنند، توجه میکنید؟
بله! اگر انسان احساس بکند که این ارتباط کمکم موجب میشود که دلش دارد تمایل پیدا میکند، اینجا آن مسئلهای پیش میآید که انسان تمایل به شخصی که در راه نیست نمیتواند داشته باشد، یعنی قلب تمایل داشته باشد، دل تمایل داشته باشد، این کمکم باعث میشود که انسان آن به اصطلاح حال و هوایی که در آن فضا هست در آن حال و هوا تغییری پیدا بشود. اما صرف گفتن و شنیدن و مطلب و حتی منزل هم رفتن معاشرت داشتن، این چه اشکال دارد؟ مگر انسان با مادر خودش ارتباط ندارد؟ مگر با خواهر خودش ارتباط ندارد؟ مگر اینها همه سالک هستند؟ با برادر خودش، با فامیل شوهر، فامیل مادر، خب مرتبط است دیگر، خب ارتباط با اینها هم ایرادی ندارد در این حد و در این کیفیت، ولی عرض کردم اگر مسئله، مسئله حقوق شوهر، زوجیت و اینها هست آن یک بحث دیگر است که خب آن شوهر خودش میداند.

