حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن
33خیلی از مطالب وقتی که مطرح میشود میبینیم پای نفس در کار است، خودش دلش نمیخواهد با فلان شخص برخورد کند به حساب خدا و سلوک میگذارد. میگوید من وقتی که [آن شخص را] میبینم دلم میگیرد. خب شما از او بدت میآید، حالا خیلی هم آدم خوبی هست. اگر ما پای سلوک را بیرون نکشیم و نخواهیم در اینجا یک نوع زرنگی دربیاوریم و خلاصه احساس کنیم واقعاً این ارتباط برای انسان مضر است، خب انسان میتواند به حداقل اکتفا کند، لازم نیست که [انسان قطع رابطه بکند].
توقعات افراد هم باید توقعات به جایی باشد و تا آن مقداری که از عهده انسان برآیدو موجب به هم ریختن حالش نشود و موجب پرتی حواسش نشود، اشکال ندارد انجام بدهد. و البته باید این مطلب را هم انسان در نظر بگیرد و بداند که حال افراد در این قضیه مختلف است، یعنی این مسئله دو طرفه هست؛ ما باید بدانیم که هر شخصی یک ظرفیت دارد، نباید توقع داشته باشیم که آن بیاید انجام بدهد و نه دیگران توقع داشته باشند که این شخص بیاید انجام بدهد و این در همه جا باید رعایت بشود، حتی در ارتباطات خانوادگی، حتی در ارتباطات خانوادگی. من دیدم بعضی از پدر و مادرها میگویند حتماً دخترها یا پسرها باید که [روزی] یک مرتبه بیایند منزل سر بزنند، یا اینکه هفتهای چند مرتبه بیایند، حالا او نمیتواند بیاید این چه اصراری هست که حتماً بلند شود بیایید در منزل برای شام یا نهار، یا اینکه من تنها هستم، خب تنها هستی که تنها هستی! بالاخره دختر زندگی دارد برای خودش، دختر هم برای خودش شوهر دارد، بچه دارد، برنامه دارد، اینکه به زور بخواهی آنها را بیاوری اینجا چون دلم تنگ میشود ما یک همچنین چیزهایی نداریم، این خلاف است، خلاف دستور است.
پدر و مادر باید متوجّه این قضیه باشند، متوجّه دخترشان باشند، متوجّه عروسشان باید باشند، بالاخره عروس هم برای خود زندگی دارد، او که نمیتواند خود را فدای زندگی پدر شوهر و مادرشوهر کند، دختر که نمیتواند زندگی خودش را فدای زندگی پدر و مادر کند چون تنها هستند. خب تنها هستند که هستند، فلان رفیقش بیاورد در خانه سرش را گرم کند، دلیل نمیشود، صله رحم یک حدی دارد اگر از این حد تجاوز بکند برمیگردد و بعد اثر عکس دارد و مسائل دیگر به وجود میآید، ناراحتیهای دیگر به وجود میآید، گرفتاریهای دیگر به وجود میآید این از آنطرف.

