اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
37آقای حداد چطور بود؟ ایشان فرمودند چه میگویی آقا؟ چه میگویی آقا؟ چه میگویی؟ ما امسال یک مسئلهای را این بار از ایشان دیدیم، یک قضیهای را دیدیم، که کمیاز بسیار از بسیار از بسیار از بسیار، چند دفعه هی گفتند از بسیار آن را، کمیاز آن را برای آقای سبزواری که ایشان از یکی از بهترین شاگردان مرحوم آقای انصاری بوده، که او هم آمده بوده از ایرانبه کربلا و اتفاقاً او هم ظاهراً در منزل خود مرحوم حداد یا در آن منزل بوده یا نبوده، آن هم با اهل بیتش آمده بوده در آنجا، برای او که نقل کردم تا یک هفته گیج شده بود، گیج بود!
ولی برای فلانییک شخص دیگر، نقل کردم او گفت مطلب همین است، یعنی ایشان بعد از ٢٧ سال هنوز علم و اطلاع به ولی خدا پیدا نکرده بود. کی؟ مرحوم آقا! نه بنده و امثال بنده! توجه میکنید؟ روایت عجیبی امام رضا علیه السلام دارد در بحث امامت که کجا میتوانداوهام عقول شما برسد به آن چه را امام علیه السلام رسیده، البته ولی خدا خب در یک مرتبه پایینتر و زیر سایه امام است.
میبینید! ٢٧ سال پیش علامه طباطبایی و مرحوم آقای انصاری و ١٣ سال هم پیش آقای حداد بوده، تازه این مقدمه بوده برای سالهای بعدی، نه اینکه این آخر قضیه بوده! وقتی که من به مرحوم آقا میگویم آقا شما این روح مجردی که برای استادتان آقای حداد نوشتید مطالبی گفتید که تابحال من از شما هم نشنیدم، گفتند آقا سید محسن این چیزهایی که ما گفتیمیک دهم آنچه را که نمیتوانیم بگوییم هم نیست، یک دهم آنچه را که نمیتوانیم بگوییم، درست شد؟
پس بنابراین بهتر است ما این بحثها را اصلًا کنار بگذاریم، حالا این بالاتر است، آن بالاتر است، همه بالا هستند، همه مشمول رحمت خدا و عنایت خاص خدا هستند، مهم این است که ما اینجا چه کاره هستیم؟ این مهم است، بالا بودن آقا یا آقای حداد و مرحوم قاضی دردی از من دوا نمیکند، آنچه که درد را دوا میکنداین است که آیا به راه اینها هستم یا نیستم؟ این درد من را دوا میکند وگرنه بقیه حرفها زائد و وقت تلف کن است، این بالاست! و آن پایین است! و ... اینها همه وقت تلف کن و صد من یک غاز [نمیارزد.]

