اهمیت اطمینان و ثبات قلبی در سیروسلوک
35راههاییبوده و ...؟
جواب: این مطلب را خود مرحوم آقا چون توضیح ندادند لذا بنده هم معذور هستم.
سؤال: من به همسرم میگویم علامه از تمام اولیاء قبل بالاتر است اما همسرم میگوید کار تو نیست قضاوت کنی، حق با کداممان است؟
جواب: گفت که حق با لیلی است یا مجنون؟ گفت حق با علی است! حالا یا علامه بالاتر است یا دیگران بالاترند، همه اینها بندگان خدا هستند، بندگان صالح خدا هستند و بندگان مقرب هستندو ما که علم و اطلاع نسبت به مرتبه آنها نداریم خب چرااز اول بیاییم خودمان را در دردسر بیندازیم و بگوییم این بالاتر است یا آن بالاتر است؟ مگر شما به مراتب علامه پی بردهاید؟ یا به مراتب گذشتگان پی بردهاید؟ به این مسئله توجه داشته باشید، مرحوم آقا هفت سال پیش علامه طباطبایی در قم هم درس میخواندند و هم دستور میگرفتند، وقتی که رفتند در نجف، هفت سال در نجف پیش مرحوم علامه طباطبایی و چهار سال آخر، سه سال آخر را پیش مرحوم آیت اللَه انصاری همدانی دستور میگرفتند، این شد چند سال؟ چهارده سال، دو هفت تا چهارده تا! سال آخر با مرحوم حداد آشنا میشوند، خب قضیهاشرا هم در کتاب روح مجرد آوردهاند و رفقا خواندهاند، که ایشانمیفرمودند: وقتی که ما به مرحوم حداد این کسانی که میگویند آقای حداد استاد آقا نبوده رفیق آقا بودهاینها به این مسئله توجه کنند رسیدیم دیگر به همه چیز رسیدیم! چهارده سال آن هم یکی مثل مرحوم آقا با آن ید و بیضایش که سلوک و درس و بحث و ذکر و برنامه تربیتی و اینها داشته، تازه میگوید ما به همه چیز رسیدیم.
این قضیه که بنده نقل میکنم شاید چهارده سال یا دوازده سال بعد از این واقعه بوده، دوازده سال هم پیش مرحوم آقای حداد بودند تا این قضیه اتفاق افتاد و بعد از این هم بودند، منتهی این قضیهرا که میخواهم نقل بکنم این است، این دوازده سال را به اضافه آن چهارده سال بکنیدمیشود ٢٦ سال، یاچهارده سال است که ٢٨ سال است، یا اینکه دوازده سال است که ٢٦ سال است، علی کل حال از ٢٦ سال کمتر نیست، قطعاً نبوده، بلکه بله، همان ٢٧ سال بوده، چون سن من در آن موقع ١٣ سال بود، ٢٦ یا ٢٧ سال بوده، بعد از ٢٧ سالیک بار ایشان که از سفر کربلا آمدند ایران، بعدازظهری بود که یکی از دوستانشان که هنوز در قید حیات است، آن موقع من یادم است که آمد برای دیدن ایشان، سؤال کرد که حال

