أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
31یکخورده همچین یک چیزییش میشود دیگر، حالا دیگر طرف خیلی ضعف پیدا کرده که نمیتواند حالا دو جمله بگوید. این به این کیفیت، هر دو غلط است یعنی هم جنبه افراط هم جنبه تفریط، بودن و نبودن، هم با آنها انسان باشد و هم هضم نشنود
سوال: اطاعت زن از شوهر تا چه حد باید باشد؟
بنده بارها راجع به این قضیه صحبت کردم ولی باز سوال میشود و همچنین در زمینه تمکین شوهر از زن و تمکین و کراهت بر تکلیف مسائله خاصه. راجع به مسئله حرام، زن نمیتواند اطاعت از شوهر کند واینطور نیست که تصور کنیم، فرض کنید روزه که واجب است شوهر زن رامجبور کند که بخورد، در حالی که روزه برای او واجب است، حالا روزه قضا گرفته و نمیتواند روزه را بخورد و یا در روز ماه مبارک رمضان، بعضیها هستند که موالاتی ندارند توجهی ندارد زن نمیتواند اطاعت کند حالا اگر به زور روزهاش را باطل کرد گناهی بر او نیست که حالا چیزی به او بخوراند که حتما روزهاش [را باطل کند.] بطور کلی در مسائلی که آن مسائل حرام است، درآن مسائل اطاعت حرام است و نباید در آنجا انجام بشود
سوال: در مورد غیبت، اگر میشود توضیح دهید اصلا به چه غیبت میگویند و باید چکار بکینم مخصوصا وقتی که مجبور هستیم در کنار کسانی که غیبت میکنند بنشینیم؟
جواب: غیبت عبارت است ذکر اخیک بما یکره شما کلامی از شخصی بگویید که اگر به گوش او برسد، ناراحت بشود. این را میگویند غیبت. ناراحت بشود خوب طبعا از کلامی ناراحت میشود که دوست ندارد افشا بشود، انسان یک وقت خوبی یک شخصی را میگوید و یک وقت یک کاری را انجام داده و کسی مطلع نیست که این کار راانجام داده، خب انسان به چه حقی میآید کاری را که این انجام داده و دیگری مطلع نیست میآید فاش میکند یا اینکه کاری را انجام داده و بعضی [هم] مطلع هستند نه اینکه نیستند و انسان بیاید هی این را بازگو کند خب حالا اگر خلاف هست یک وقتی خلاف انجام شده و رفته و کم کم انسان اسمی نیاورد فراموش میشود هی بازگو کردنورو کردن، این امر خلاف است بله یک وقت یک کسی یک کاری میکند در علن، کارش علن است، همه میدانند همه دنیا میدانند پس ناراحت هم نمیشوی دیگر، خودت داری این کار خلاف راانجام میدهی خودت داری این امر حرام راانجام میدهی و همه هم میدانند، بیخود ناراحت میشوی، این را غیبت نمیگویند.

