أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
15است. هی هی هی توجیه برو بالا، اینها همش مال چیه؟ مال این است که نیامیدیم عقل را در کنار احساسات خودمان دخیل بدهیم، نیامدیم. نفس و نفسانیات را آمدیم غلبه دادیم، اهواء دنیه را آمدیم غلبه دادیم، خیالات و توهمات را آمدیم ولی از یک نقطه غافل بودیم که خیالات و توهمات را خودمان آمدیم غلبه دادیم ولی در کار خدا که ما نمیتوانیم دست ببریم، هان میتوانیم؟ یااینکه خدا را [هم] مامور خودمان و در تحت رقیت خودمان قرار دادیم؟ اونهارا دیگر نمیتوانیم دست ببریم، وقتی نتوانیم خدا هم کار خودش را می کند. منتظر نیست از ما اجازه بگیرد. ملائکه خدا منتظر دستورما نیستند اونها کار خودشان را میکنند یکدفعه میبینیم این کاری که این انجام داد سر از اینجا در آورد این کاری که خدا دارد میکند سر از اینجا در میآورد اینها در مقابل هم قرار میگیرند، حالا بیا درستش کن! جالب اونجاست که میخواهیم رنگ خدایی هم بزنیم به کارهایمان، برای خدا میکنیم، برای اسلام میکنیم، برای دفاع میکنیم برای دفاع. این است! نتیجهاش اینه! توجه میکنید.
هر کسی که عمل کرد عمل کرد هر کسی که عمل نکرد خودش چوبش را میخورد و ضررش را به خود میخرد و باید پاسخگوی تبعاتی باشد که ازاین کارش در خارج بروز پیدا کرده. این سومی را باید چکار کرد؟ این سومی! کاری که من انجام بدهم و مفاسدش دامن دیگران را بگیرد! این را چه میشود کرد؟ پس حالا باید حواسمان را جمع کنیم، هان! باید خیلی مواظب باشیم در رفتار خودمان در کارهای خودمان. اولا مواظب باشیم سرمان در لاک خودمان باشد و هر چه میگویند گوش بدهیم، نه کورکورانه گوش بدهیم و کرکرانه از کنار آن بگذریم، نه! ببینیم با مطالب و مبانی چطورجور درمیآید؟ خلاف خلاف است چه خلاف در اینجا که حسینه است انجام بشود خلاف است یا خلاف در خیابان و میدان تجریش، هر دو خلاف است. خلاف فرق نمیکند. نه اینکه حالا این در اینجا حسینیه است یک پوششی شده که رویش را می پوشاند. خلاف خلاف است دروغ دروغ است چه دروغ در فرمانیه طهران باشد یا دروغ در حرم حضرت معصومه سلام اللَه علیها باشد، دزدی دزدی است چه این دزدی در امریکا و کالیفرنیای امریکا باشد یا دزدی در حرم مطهر امام رضا باشد، مگر در حرم امام رضا دزدی نمیکردند؟ مگر جیب نمیزدند یک وقتهایی؟ الان دیگر چیزی نمیشنویم. هان؟ توی حرم موسی بن جعفر چندسال پیش جیب خود من را داشتند میزدند! توی حرم موسی بن جعفر در کاظمین! خب دزد کجاست؟ خب چون اینجا حرم موسی بن جعفر است دزد نیست این جبرئیل است آمده جیب من را دارد میزند! بابا دزد است دیگر، همینطوری مچش را گرفتم بهش گفتم برو دیگر از این کارها نکن، صدایم در نمیاید برو، بعد آمد بیرون ظاهراً متنبه شد و یک چیزی بهش دادم متوجه شدید

