أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
47تحمل است که آن حضرت به آن مقام خاصی رسیده است که برای ما قابل درک نیست. نمیتوانیم ما این مسئله را درک کنیم و چون نمیتوانیم که یک همچنین موقعیتی را که نیاز به شهود دارد و نیاز به حضور عینی دارد، ما این مطالب درک کنیم. آنچه را که بنده عرض میکنم مطالبی است که از بزرگان شنیدم و آنهایی که خودشان تا حدودی به این مطالب دست رسی پیدا کردهاند
اما قضیهای که مربوط به حضرت ابراهیم باشد، حضرت ابراهیم در انجا که این مطلب را به حضرت عزرائیل گفته، خب شاید شکایت نبوده، فرض بکنید شاید حضرت عزائیل آمده اینطور پیشنهاد کرده و حضرت ابراهیم آمده این را در باب این مقام چیز بیان میکند، خلاصه آن سِرّو رمز و رازی که بین محب و محبوبو بین عاشق و معشوق است بیان میکند نه اینکه نخواهد عبور کندو نخواهد برود یعنی درواقع دارداین را میگوید که حالا حتما باید جان گرفته بشود؟ مگر بدون جان گرفتن نمیشود این قضیه انجام بشود؟ این یک حالاتی است که بین محب و محبوب گاهی اتفاق میافتد و این حکایت از گلایه ندارد واین خلاصه میخواهد بالاخره حالا یک حرفی زده باشد با آن محبوب خودش چطور اینکه درباره حضرت موسی این چنین فرمودند
سوال: در سی دی برای طلاب فرمودهاید که کتاب تاریخ بخوانید اما نه هر کتاب تاریخی، آن کتابها [را بیان کنید]
جواب: عرض کنم که کتابهای تاریخ زیاد است کتابهایی است که مربوط به تواریخ مختلف است که از مجموع تواریخ مختلف انسان میتواند به آن تاریخ اصیل پی ببرد. تاریخ یکی تاریخ ناسخ التواریخ است خیلی مفصل است، تاریخ روضة الصفا است تاریخ ابن هشام است تاریخ طبری و اینگونه تواریخ. از مجموع آنها انسان به آنچهرا که هست میرسد اینطور نیست که آنچه که دراین تاریخ هاست صحیح است و هرچه را که هست غلط است، انسان وقتی یک مطلب تاریخی را میخواند با سایر مطالب باید مقایسه کند تا تشخیص دهد که کدام مطلب به واقع نزدیکتر است

