أهمیت جایگاه عقل به عنوان میزان تشخیص حق از باطل در جمیع شئون سالك
27باید مراقبه باشد بدون مراقبه زیارت فایدهای ندارد باید مراقبه باشد وقتی ما که میگوییم مراقبه یعنی در طول منزل باید مراقبه داشت باید مواظب چشم بود مواظب گوش بود مواظب زبان بود انسان به هر چیزی نمیتواند نگاه کند وقتش را به نگاه کردن و شنیدن خیلی از چیزها نباید تلف بکند با هر کسی نباید صحبت کند به هر کسی نباید تلفن بزند هر کسی را در منزل خودش نباید راه بدهد دل به کسی نباید بسپارد بلکه باافرادی که برای او مفید باشند اورا به راه خدا ببرند غیبت نباید در مجلس باشد تهمت نباید باشد از حرفهای دنیا و اینها. خب ما اینهارا انجام میدهیم بعد میگویم ارتباطمان کم است، بله! همان مقدارش هم زیادی است اصلا نباید ارتباط داشته باشد ولی اگر نه! مراقبه داشته باشد آنچه را که گفتند عمل بکنیم ارتباط هست هیچ برو برگردی هم ندارد.
راجع به مسئله دوم هم فرمودند در مجالس ائمه بعضی از مسائلی هست که اینها ممکن است همراه با رقص وامثال ذالک باشد، مناسبتهایی که هست. بنده هم عرض کردم که در مناسباتی که مربوط به ائمه است باید انسان مراعات بکند و خدای نکرده جنبه توهین نباید داشته باشد. این مجالس، مجالس ائمه، فرق میکند با مجالسی که برای عیدالزهرا و ... است. رعایت مجالس ائمه لازم است
سوال: چه کنیم که از دست این تخیالات و توهمات که ذهنمان را خسته و نحیف کرده است و تمام آرامش و حضور قلبمان را گرفته است در امان بمانیم؟ خب پاسخ را بنده دادم. هرچقدر هم که میخواهیم مراقبه کنیم وسکوت اختیار کنیم فکرمان را به این طرف و آنطرف نبریم باز نمیشود و مانند یک بیماری به جانمان افتاده و دارد ما رااز پا در میآورد؟
جواب: پاسخ همین است ومطلب غیر از این نیست. انسان میتواند انجام دهد. یک وقتی بنده رفته بودم یک منزلی و بعد آن صاحب منزل، اون مخدره آمده بود خلاصه شکایت میکرد که آقا من حالم این است من حالم این است! من توی صحبتهایش دنبال یک چیزی میگشتم که چیکار دارد میکند که این الان این طور میگوید؟ یکدفعه خودش گفت که آره فلان کار را انجام میدهیم، همانجا مچش را گرفتم که چرا این کاررا میکنی؟ اتفاقا اومد هی در برود، گفتم وایساوایسا وایسا قضیه است همین جا است. این را نباید شما انجام بدهی دیدم خیلی برایش مشکل است، گفتم باشه این را انجام بده توقع بهبودی هم نداشته باش! ایراد شما این است! توجه کردید! ما آنجا را که ایراد وارد است میگذاریم پشت ولای پردهها، نمیآوریم جلو، مسائل دیگر را میآوریم، میگویم آقا چرا اینطوری میشود؟ چرا اونجوری میشویم؟ اون مسائل اصلی را بیاور بیرون، اون رو بیار بگذار جلو، بقیه مطالب حل است و هر کسی بهتر میتواند و اگر کسی همصادق باشد خدا به او نشان میدهد وراه رااز

