اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت معنای بصیرت

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

حقیقت معنای بصیرت

7
  • معروف کرخی که خادم امام رضا بود و الآن قبرش در بغداد است و از اولیای خدا بود خداوند توفیق داده چند دفعه ما به زیارت ایشان مشرف شدیم معروف کرخی بوّاب امام رضا بود، دربان امام رضا بود، یک وقت یک کسی مسافرت دریا در پیش داشت، آمد پیش معروف، که برود از حضرت یک دعا بگیرد که حالا در سفر دریا خیر سرش یک وقت غرق نشود، اتفاقی برای خودش و بارش نیفتد؛ جان دوست بود!

  • آمد در خانه، دید معروف اینجا است. گفت: برو از علی بن‌موسی‌الرضا، پسر رسول خدا یک دعایی بگیر بگذارم در جیبم، یک وقت دریا طوفانی نشود.

  • معروف گفت: بابا نمی‌خواهد، بیا من خودم یک چیزی می‌نویسم.

  • برداشت یک چیزی در کاغذ نوشت و کاغذ را پیچاند و گفت نگاهش نکنی‌ها! بگذار در جیبت! این هم گرفت و رفت.

  • گفته بود: هر وقت طوفانی شد، این را دربیاور و بگو: خدایا من تو را به آنچه که در این کاغذ نوشته، قسمت می‌دهم که مشکل را برطرف کن.

  • می‌گفت: دریا طوفانی شد و تا آن کاغذ را درآوردیم یک دفعه دریا آرام شد، عین آب کاسه! این همه موج و فلان رفت! بعد که رفت به ساحل رسید، وسوسه شدم ببینم در آن چیست؟ حالا که فعلا خرمان از پل گذشت، خشکی است دیگر!

  • باز کرد دید نوشته بود: خدایا تو را به سر معروف کرخی قسم می‌دهم که دریا را آرام کنی!

  • عصبانی شد گفت این هم آدم است؟! برداشته چه نوشته! من دعا خواستم از او، برداشته نوشته خدایا من تو را به سر معروف کرخی ... ، برگشت مدینه و عصبانی که: بروم پیش امام رضا علیه‌السلام، بگویم این کیست دربان گذاشته‌اید این‌طوری می‌کند؟ تا رفت خود معروف آمد، به معروف گفت: من آمدم گفتم از خودِ امام دعا بگیری، تو برداشته‌ای ... گفت: آن سری که چند سال در اینجا دربانی کرده، آن‌قدر پیش خدا ارزش ندارد که خدا حاجتش را برآورده کند؟

/ 380