حقیقت معنای بصیرت
حقیقت معنای بصیرت
14توجّه کنید. بگویم حالا من سنّم اینقدر است، آنقدری بیاییم بنشینیم که بله یک همین دکوری باشد، این غلط است! همه اینها غلط است. باید آمد، و نشست و یاد گرفت و فهمید و پیگیری کرد. همین اشکالی که الآن این مخدّره نوشتهاند، خب معلوم است دارند پیگیری میکنند دیگر، که چرا بچه که شما میگویید نباید باشد، آقا نوشتهاند باید باشد، خب بیایید درستش کنید! معلوم است باید پیگیری بشود، باید به اینها جواب داده بشود، اشکالات باید حل بشود، ابهامات باید برطرف بشود تا اینکه انسان بتواند بهتر برسد.
روی این حساب آن فردی هم که میآید و بچهاش را میآورد، دیگر شب نمیآید ساعت یازده و دوازده بخوابد. شب را زود میخوابد، بچهاش آرام باشد، تا وسائل و شرائط مهیا باشد برای اینکه این مطلب انجام بشود.
البته فرصت دیگر نیست، بنده هم عذرخواهی میکنم از حضور مخدّرات، و اینکه دیگر بیشتر از این توفیق ندارم که خدمتشان باشم، ولی این تعهّد را خدمت دوستان میدهیم به خاطر اینکه بنده به این سؤالات نتوانستم پاسخ بدهم، انشاءاللَه در عرض کمتر از یک ماه دیگر، دوباره این مجلس برقرار بشود تا اینکه بنده تا حدودی از خجالت و شرمندگی دوستان یک قدری خارج بشوم.
عرض کنم که دیگر راجع به مسائل غدیریه نیاز به تذکر نیست، خود رفقا و دوستان میدانند که محیط محیطِ محبت است، محیط انس است و محیط محیطِ بکن و نکن و این حرفها نیست. بلند شو و بنشین و فلان و امر و نهی که نیست. ولی به مقرّرات باید عمل کرد، مقرّرات خب بایستی که طی شود. بایستی هر کسی بداند که وقتی که عمل میکند، خودش طبعاً جلو است. بودند افرادی که در همینجا، که مسئول جلسه به آنها توضیح میداد ننشینند و بیایند جای دیگر بنشینند، بالاخره مسئول جلسه باید آنجا باشد. و آنها در قبال مسئول جلسه مقاومت میکردند و مخالفت میکردند. خب مخالفت به ضرر خودشان تمام شد. چه کسی ضرر کرد؟ وقتی یک مسئول میگوید: آقا برو آنجا بنشین. خب برو آنجا بنشین. میخواهی چه کار کنی؟ خودت را به مردم نشان بدهی، ما اینجا نشستیم؟ برو جای دیگر بنشین، این که دیگر ایراد ندارد. در همان زمان سابق اتفاق میافتاد، ما هم شرکت میکردیم در مجالس مرحوم آقا و میگفتند، آقا برو این کار را بکن، بر خلاف آنچه مورد نظرمان بود، میرفتیم انجام میدادیم.

