حقیقت معنای بصیرت
حقیقت معنای بصیرت
13بچه را آدم میبرد یک جای دیگر، یک اتاق دیگر که یک استفادهای بکند. آمدن بچه منافات ندارد با اینکه نباید بچه سروصدا کند. بچه سر و صدا بکند همه را هم به خودش مشغول بکند، بعد میگویند که آقا استفاده بکند.
طرف آمده بوده پیش مرحوم آقا، سه تا هم بچه داشت، نشسته بودند در آن حسینیه، این سه تا بچه میرفتند دم منبر، میآمدند این طرف. مرحوم آقا گفتند: آقا بروید بچههای خودتان را ضبط و ربط کنید! تازه آقا بهش برمیخورد! میگوید: بچهها باید اینجا شاد باشند!
مگر خانه اولیای خدا طویله است، شاد باید باشند!؟ هرچیزی حساب دارد! شاد باشند بروند در حیاط، آن قدر دور همدیگر بگردند که سرگیجه بگیرند. اینجا حسینیه است، محترم است، باید به بچهات ادب یاد بدهی، باید تربیت یاد بدهی و حتی همان آقا میفرمودند: بچه را کنار خودتان بنشانید و ضبط و ربطش کنید اشکالی ندارد، صحبت نکند و گریه نکند و حرف نزند، چه ایرادی دارد؟ بچه بیاید از این فضا بهرهمند بشود، تازه این روح معصوم بچه خودش در فضا تأثیر مثبت میگذارد علاوه بر این قضیه. منتها باید حقوق هم محفوظ باشد. حقوق دیگران. آن شخصی که بلند شده راه زیادی آمده تا اینجا، خب میدانید با سر و صدا که فیض نمیبرد، کم میشود. نمیگویم نمیبرد، ولی فیضش کم خواهد شد و از صحبتها استفاده نمیکند. مرحوم آقا در همان زمان، میفرمودند که، ما این جلسات را برای همه گذاشتیم، میفرمودند اینجا هیئت نیست که یکی آبدارچی باشد، یکی نمیدانم کفش را جفت کند، یکی آنطوری کند، اصلا در هیئتها شلوغ بازی درمیآورند، داد و بیداد و ... چه خبر است؟ بنر و پوستر و نمیدانم از این بازیها و مسخره بازیها.
ایشان میفرمودند: اینجاوقتی آن منبری صحبت میکند، وقتی آن ذاکر ذکر مصیبت میکند، همه باید از کارها دست بکشند. باید آنها هم بیایند، و بنشینند و گوش بدهند. ببینید! این شخص میشود کسی که کارش درست است. این فرد را میگویند کسی که کارش درست است. هیئت نمیخواهد راه بیندازد، داد و و بیداد نمیخواهد درست کند. عربده و فلان و یقه پاره کردن در کارش نیست. بیا بنشین، بفهم، سر و صدا نباید باشد. تو هم باید از آن سماور و اینها دست برداری، بیایی بنشینی ببینی این منبری که دارد حرف میزند چه میگوید؟ برای تو هم دارد میگوید، تو چرا خودت را محروم میکنی؟ ثواب چای دادن به جای خود، ولی غیر از ثواب، فهم هم پیدا کن. فهم هم در اینجا پیدا کن. خود بنده وقتی در این مجالس شرکت میکنم، حضور پیدا میکنم، کاملا گوش میدهم که منبری چه دارد میگوید؟ بالاخره این هم یک ظهور از ظهورات خداست. خدا میخواهد صحبتش را از دهان این بیندازند، از زبان این میخواهد القاء کند. شاید به نظر من تا به حال نرسیده باشد، پس من هم باید استفاده کنم.

