حقیقت معنای بصیرت
15چشمش را باز کند، باید متوجّه باشد، و استفاده کند. ایام فخر فروختن به دیگران نیست. ایام اینکه انسان بیاید و خلاصه خودش را به رخ دیگران بکشاند که نیست! ایامی است که باید آمد، و اوّلا حضور در جلسه باید به خاطر خدا باشد و به خاطر کسب معنویت باشد، نه به خاطر اینکه حالا فرض کنید که بقیه به اوضاع انسان نگاه کنند و امروز یک جور، روز دیگر یک جور ... اینها مال امور دنیاست. اینها مال مسائل دنیاست. ایام غدیر مربوط به اینها نیست، مربوط به ولایت است. در ولایت همه باید باشند، همه باید حضور داشته باشند، و همه یکسانند. نه رئیسی وجود دارد، نه مرئوسی، نه دستوربدهای، نه دستوربگیری، هیچ وجود ندارد. اگر وجود داشت، بنده خودم میگفتم.
بله، ممکن است یک نفر را مسئول قرار بدهند: شما این کار را انجام بده. فردا این را بگیرند به یک کس دیگر واگذار کنند. نباید این مسئولیت برای انسان امتیاز به وجود بیاورد! خطر در اینجا است! آن کسانی که برایشان خطر پیش آمد، از همینجا پیش آمد. خیال کردند که حالا که یک چیزی گفته میشود: امروز یک چیزی انجام بده، فردا هم گفته میشود تو برو انجام بده، هفته دیگر هم که گفته میشود تو انجام بده، دو هفته دیگر هم گفته میشود تو برو انجام بده؛ همیشه «تو برو انجام بده است»، نه!" تو برو اینرا انجام بده"، پروندهاش را اگر تو در همان روز میبستی هر کاری که انجام میدادی و هی پرونده روی پرونده تلنبار نمیکردی، دیگر کارت به آنجا نمیرسید که بگویی اینجا ما را دور میزنند!.
اگر همان مطلبی که در یک روز گفته میشود انجام میدادی و تمام میشد: گفتند برو انجام بده و ما دادیم دیگر؛ خلاص.
روز بعد هم برو انجام بده: آقا بفرمایید بروید این کار را انجام بدهید. خب رفتیم انجام دادیم، بسیار خب.

