اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معنای بصیرت

14652

حقیقت معنای بصیرت

13
  •  لشکر کفر آمد غلبه کرد بر لشکر اسلام، اینها همه باید مواظب باشید. اگر امیرالمؤمنین و چند نفر نبودند پیغمبر را تکه تکه کرده بودند.

  •  همه اینها از من است. من بخواهم آبرو می‌دهم، من بخواهم آبرو می‌گیرم، من بخواهم حیات می‌دهم، من بخواهم ....

  •  هو الذی یمیت و یحیی. او زنده می‌کند و می‌میراند. آن شخصیت را زنده می‌کند، آن شخصیت را از بین می‌برد. شئونات همه به دست اوست. اینها را ما باید بدانیم.

  •  در آن جریانی که مرحوم آقا می‌خواستند حج بروند، اینها فخر می‌کردند که امسال حجّ ما، بله دیگر ما با آقای حدادیم و دیگربرنامه‌مان فرق می‌کند. من همان موقع یک خطوری به ذهنم کرد: خدا در کاسه اینها می‌گذارد! این بی هیچ‌چیز نمی‌تواند باشد!

  •  یک دفعه خبر آمد که ایشان فرمودند که: برای من مانعی پیش آمده و امکان ندارد من بیایم.

  •  دیگر همه لب و لوچه‌ها آویزان و خلاصه آنجا معلوم شد که قصد خالص چه‌قدر بوده، قصد قربت چه‌قدر بوده، نیت خالص چه‌قدر بوده.

  •  رفتند مکه و برگشتند، مرحوم آقا فرمودند: در این سفر دو نفر فایده بردند. دو نفر!

  •  دوازده سیزده نفر با ایشان بودندولی فقط دو نفر!

  •  بعد خب ما می‌گشتیم در اینها، این پیرمردها، خب حتما اینها هستند دیگر، این ریش‌سفیدهای قوم، اینها که بیشتر از بقیه می‌دانند، موقعیتشان، بیا و بروشان و ...

  •  یکی از این دو نفر را من حدس زدم کیست. امّا یکی دیگر را حدس نزدم، متوجّه نبودم. تا اینکه چند ماه از این قضیه گذشت، یک شب به مناسبتی، اصلا بدون اینکه صحبتی از چیزی بشود، ایشان فرمودند: فلانی و فلانی در این سفر خیلی بهره بردند.

  •  دیدم عجب! حالا یکی از آن‌دو همانی بود که من حدس زدم. اما آن یکی اصلا به نظر نمی‌آمد. اصلا به نظر نمی‌آمد. یک آدم جوان گوشه‌گیری که شاید اگر می‌آمد و سلام می‌کرد، کمتر کسی سرش را برمی‌گرداند ببیند کیست. امّا بقیه، ریش‌سفید! شاگرد فلان، شصت سال سن، نمی‌دانم شصت و پنج‌سال، فلان، نمی‌دانم چه دوره‌هایی را دیده، از این چیزها دیگر! تا این‌که روشن شد که قضیه چه بوده و مسئله چه بوده است.